يعنى لولا القبح نادم نبود ولو عذاب در كار باشد چنين توبهاى صحيح است .
همچنين است توبه از اخلال به واجب و ترك طاعت ؛ يعنى توبه آن است كه از تفويت واجب از اخلال به آن به لحاظ اين كه اخلال به واجب است نادم گردد و تصميم بگيرد كه در آينده هم هرگز اخلال به واجب نرساند چنين توبهاى ارزش دارد ، ولى اگر از اخلال به واجب به لحاظ سود مادى و بدنى و عرضى نادم گردد و يا محرك او بر توبه صرفا عذاب باشد و الّا نادم نبود اين ارزش ندارد .
شاهد مطلب : اگر انسانى در عرف و عند العقلاء به انسان ديگر ستم روا دارد ، سپس برود و از او عذرخواهى كند نه به خاطر اين كه كار قبيحى كرده و تجاوز به حقوق ديگران كرده ، بلكه به لحاظ ترس از شكايت او و مؤاخذه سلطان و حاكم عذر بخواهد هيچ انسان عاقلى چنين عذرى را قبول نمىكنند ؛ چون او قلبا از ظلم متنفر نيست ، بلكه باز هم اگر دسترسى پيدا كند ظلم مىكند و از ترس چوب قانون و رفتن آبروى خود مىترسد .
قوله فلا تصح . . .
اگر انسان چندين كار قبيح انجام داده باشد ، سپس از يكى از آنها توبه نمايد اين هم توبه محسوب مىشود نسبت به همان گناه يا اين كه وقتى توبه صحيح است كه از تمام قبايحى كه مرتكب شده توبه كند ؟ ترديدى نيست در اين كه اگر از جميع گناهان انجام شده توبه كند توبهاش صحيح است ، ولى سخن در توبه از يكى از معاصى است و در اين باب دو قول است :
1 . ابو هاشم جبائى و پيروانش مىگويند : توبه از يك قبيح بدون توبه از ساير قبايح صحيح نيست ، بلكه بايد از جميع زشتىهايى كه دارد برگردد و نادم شود و عزم بر عدم تكرار در مستقبل پيدا كند .
2 . ابو على جبائى و اتباعش مىگويند : توبه از يك قبيح بدون ندامت از ساير قبايح صحيح است . جناب مصنف خواجه طوسى قول اول را برگزيده و استدلال مىكنند به اين كه ما پيش از اين در مبحث چهارم گفتيم كه توبه از قبيح وقتى صحيح است كه