پروندهء او هست كه با شفاعت معصومين عليهم السّلام آن گناهان شسته مىشود .
3 . حق اين است كه شفاعت به هر دو معنا اطلاق مىشود هم بر طلب زيادى منافع و هم بر اسقاط مضار عرب مىگويد : شفع فلان فى فلان هنگامى كه طلب له زيادة منافع او اسقاط مضار و شاهد مطلب فهم عرف است كه عند العقلاء در هر دو بخش اين معنا به كار مىرود اما قسمت طلب زيادى منفعت كه جاى بحث نيست و اما قسمت اسقاط مضار مدركش حديث نبوى مشهور است كه فرمود : « ادّخرت شفاعتى لأهل الكبائر من أمّتى » .
خاتمه : يك دليل از قول گروه دوم بر رد گروه اول مىآوريم و آن اين كه : لو كانت الشفاعة فى زيادة المنافع لا غير لكنا شافعين فى النبى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم حيث نطلب له من اللّه تعالى علوّ الدرجات و التالى باطن قطعا لأن الشافع اعلى من المشفوع فيه فالمقدم مثله .
11 . توبه
يازدهمين مسأله در باب معاد كه از ملحقات به شمار مىرود مسأله توبه است و دربارهء اصل توبه مباحثى چند مطرح است و دربارهء اقسام آن هم مباحثى داريم كه در مسأله دوازدهم خواهد آمد .
تعريف توبه
توبه عبارت است از ندامت و پشيمانى بر اعمال زشتى كه در گذشته انجام داده و نيز اجتناب كردن از كارهاى قبيح در زمان حاضر و نيز مصمم بودن بر عدم اعادهء اعمال قبيحه در آينده . علّامه رحمه اللّه مىفرمايد : علت افزودن اين قسمت اخير آن است كه اگر تصميم بر ترك در مستقبل نداشته باشد كاشف از اين است كه او پشيمان نيست اگر به زبان اظهار ندامت مىكند پس در واقع اين عزم كاشف از ندامت است .
ضرورت توبه
آيا اصولا توبه و ندامت از معاصى واجب است يا خير ؟ و بر فرض وجوب ، آيا شرعى است يا عقلى ؟