علّامه مىفرمايد : دو برهانى كه براى وجوب توبه آورديم عموميت دارند و دلالت مىكنند بر اين كه توبه از هر گناهى واجب است ؛ چون توبه از معصيت بما هى معصية است چه كبيره يا صغيره و نيز از اخلال به واجب بما هو معصيته بايد توبه كرد چه واجب مهم و يا غير مهم ، چه قبلا توبه كرده باشد يا نه .
قوله و يندم على القبيح . . .
هر توبهاى مقبول نيست ، بلكه توبه هنگامى پذيرفته مىشود كه شخص عاصى از معصيت و فعل قبيح نادم گردد صرفا به لحاظ قبح آن و اين كه معصيت مولاست و مولا آن را دوست ندارد و نيز مصمم باشد كه در آينده هم هرگز مبغوض مولا را جامهء عمل نخواهد پوشيد . بنابراين اگر داعى بر توبه و علت غايى از ندامت علل و عوامل ديگر باشد آن توبه مقبول نخواهد بود . براى مثال ، كسى كه از شرب خمر توبه مىكند نه براى رضاى خدا و دورى از معاصى ، بلكه به خاطر اين كه ضرر بدنى دارد و به سلامت او ضرر مىرساند و يا آبروى او را پيش ديگران مىبرد . اين ارزش ندارد ؛ زيرا خدا در كار نيست ، بلكه سلامتى و عرض من در كار است ؛ يعنى اگر به سلامتى من ضرر نداشت و موجب آبروريزى نبود از آن رويگردان نبودم ولو مبغوض خدا باشد .
پيداست كه اين توبه نيست يا مثلا از قمار توبه مىكند به لحاظ اين كه ضرر مالى دارد نه براى جلب رضاى خدا اين توبه ارزشى ندارد .
سؤال : اگر كسى از ترس جهنم توبه كند ؛ يعنى فلسفهء توبهاش و علت غايى آن و هدف منحصر به فرد از توبه همان خوف از عذاب باشد و لولا خوف از آتش ، از كار قبيح ابايى نداشت ، ولو مبغوض مولا باشد ، آيا چنين توبهاى مقبول است ؟
جواب : خير ، چنين توبهاى هم مقبول نيست ؛ زيرا اين توبه از قبيح به لحاظ قبح آن نيست ، بلكه براى حفظ جان خويش از عذاب است و شبيه كسى است كه براى حفظ سلامت از شرب خمر توبه مىكند . آرى ، اگر غايت و هدف اصلى خوف از نار نباشد بلكه هدفش اين باشد كه من از اين كار توبه مىكنم بدان جهت كه عملى قبيح است و ضمنا در آن عقاب جهنم هم هست به گونهاى كه محرك او بر توبه قبح فعل است