كيفر معصيت كمتر بود و در زمان ديگر بالعكس ، نمىتوان گفت اين گناه صغيره يا كبيره به اين معناى اول است آن هم به قول مطلق ، بلكه مقيد مىشود . به عنوان مثال انفاق قبل از الفتح با انفاق بعد الفتح مساوى نيست و قرآن گفته :
لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ .
لذا ممكن است گناهى در مقايسه با انفاق قبل الفتح صغيره محسوب مىشود ، ولى همان گناه در مقايسه با انفاق بعد الفتح كبيره باشد و اين منظور ما نيست .
2 . كبيره و صغيره بودن گناه نسبت به خود معاصى محاسبه شود ؛ يعنى وقتى گناهى را با گناهى مىسنجيم مىگوييم اين گناه نسبت به آن گناه صغيره است در هر زمانى و آن ديگرى نسبت به اين كبيره است در هر زمانى مثلا نگاه كردن به ناموس مردم نسبت به زنا صغيره است ، يعنى گناهش از آن كمتر است .
3 . صغيره و كبيره بودن نسبت به ثوابهاى فاعل سنجيده شود ؛ يعنى هر گناهى كه نسبت به ثوابهاى فاعل عقابش كم است آن را صغيره مىگويند و هر گناهى كه عقابش بيش است آن را كبيره مىگويند . به قول مرحوم شعرانى ، سيد اسماعيل حميرى شاعر اهل بيت عليهم السّلام بوده و با آن همه كوشش و ترويج مناقب آنان و قصايد بسيارى كه در ستايش ايشان گفته ، به شرب نبيذ مبتلا بوده ، ولى گناه آن نسبت به آن همه خدمات كم است و صغيره مىگويند ؛ ولى همين كار نسبت به شخص ديگر شايد هرگز صغيره نباشد . البته ما به مناسبت ديگرى در همين شرح صغيره و كبيره را از نظر اصطلاحى فقهى شرح كردهايم .
اكنون در جواب سؤال مذكور سه قول وجود دارد :
يكم . مرجئه مىگويند : هر مسلمانى هر اندازه گناه كند عذاب ندارد و مانند عدول مؤمنين است . به قول علّامه شعرانى : مرجئه اين مذهب را براى تقرب به خلفاى بنى اميه اختراع كردند تا هم به لذتها و قبايح و جور و ستم پردازند و هم محبوبيت داشته باشند نزد مسلمانان و كسى از آنها بدگويى نكند .
دوم . گروهى از خوارج كه به وعيديه معروفاند مىگويند : اصحاب گناهان كبيره نيز همانند كفار در جهنم مخلد خواهند بود . دلايل اين گروه با جوابش در ادامه