گروهى بر آناند كه چنين عفوى عقلا جايز و ممكن است ، ولى شرعا و سمعا محال است . اكثر محققين بر آناند كه چنين عفوى عقلا ممكن است و سمعا هم واقع خواهد شد . مرحوم خواجه همين را انتخاب و براى امكان عقلى عفو به سه دليل تمسك كرده است :
1 . عقاب كردن در برابر گناهان حق خداوند است و هركس مجاز است كه حق خود را اسقاط كند پس عقل اين معنا را تجويز مىكند و قبيح نمىداند كه بر خداوند محال باشد البته از چه گناهى و از چه كسانى خداوند عفو مىكند اين معلوم نيست تا انسان را بر آن معاصى جرئى سازد .
2 . در عقاب بر مكلفين ضرر وجود دارد ( اين از مسلمات است ) ، ولى در اسقاط عقاب بر خداوند ضررى نيست ؛ چون خدا به كسى يا چيزى محتاج نيست و هر چيزى كه اين دو صفت را داشته باشد اسقاط او جايز ، بلكه حسن است .
پس اسقاط عقاب در بعضى موارد حسن است و هر چيزى هم كه حسن باشد ، واقع هم خواهد شد .
3 . اسقاط عقاب احسان بوده و هر احسانى حسن است ، در نتيجه اسقاط عقاب حسن است .
دلايل سمعى بر وقوع عفو :
قرآن مىگويد :
إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ ؛
« 1 »
خداوند ، اين را كه به او شرك آورده شود ، نمىآمرزد ؛ و فروتر از آن را بر هركه بخواهد مىبخشايد .
در اين آيه دو حكم بيان شده است :
1 . خدا از گناه مشرك نمىگذرد و او را نمىبخشد ؛
2 . پايينتر از شرك ، هر نوع گناهى را مىآمرزد ، اما براى هركسى كه مشيت خدا تعلق بگيرد .
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيه 116 .