7 . احباط و تكفير
احباط عبارت است از اينكه مكلف در يك زمانى اعمال خيرى انجام داده و اين اعمال شرعا پذيرفته شده و سبب استحقاق ثواب گرديده ، ولى در زمانهاى بعدى بدون اينكه از كار خير سابق نادم شده باشد گناهانى را مرتكب شود كه توسط آنها استحقاق عقاب پيدا كند ، آنگاه آن استحقاق ثواب متقدم با اين استحقاق عقاب متأخر حبط و نابود شده و از بين مىرود .
تكفير عكس احباط است ؛ يعنى مكلف در زمان قبل كار قبيحى انجام داده و مستحق عقاب گرديده سپس در زمان آينده - با قطع نظر از مسأله توبه خودش و شفاعت معصومين و مسأله عفو الهى - كار خيرى را انجام دهد كه مستحق ثواب گردد و با اين استحقاق ثواب آن استحقاق عقاب از بين برود و در واقع اين كارهاى خير كفاره آن گناهان و كارهاى شر مىشود .
در مسائلى چون توبه و آمرزيده شدن گناهان ، شفاعت معصومين عليهم السّلام و عفو الهى فعلا بحثى نيست و بعدا به تفصيل خواهد آمد . انّما الكلام در مسأله احباط و تكفير به معناى مذكور است . در اين باب دو نظريه وجود دارد :
1 . اكثر محققين منكر اين معنا هستند و مىگويند : هرگاه كسى كار خيرى كند كه مستحق ثواب باشد به او مىدهند و ندادن ظلم است و عقاب حكمى جداگانه دارد كه يا قابل عفو است و يا با توبه جبران مىشود و يا قابل شفاعت است و يا اگر هيچكدام نبود پايانپذير است ؛ يعنى جهنم مؤمن عاصى استمرار ندارد .
2 . گروههايى از معتزله و در رأس آنها جبائيان مثبت به اين معنا هستند . خود آنها دو دستهاند :
الف . پيروان ابو هاشم طرفدار موازنه هستند . آنها مىگويند : نابود شدن ثواب يا عقاب به بيشتر بودن ضد هريك و طرف مقابل آن است ؛ يعنى اگر گناه بزرگترى كرده و استحقاق عقوبت بيشترى است ، اين عقاب بيشتر ، آن ثواب كمتر را محو ساخته و به اندازهء همان ثواب كمتر از گناه بيشتر محو مىشود و آن مقدار زيادى از عقاب كه بلا معارض است باقى مىماند و اگر ثواب بيشتر و عقاب كمتر باشد مطلب