مجبورند و روى اجبار از آنها گناه صادر نمىشود و اين تكليف نيست تا مشقتى باشد ؛ چون تكليف بايد همراه با اختيار باشد و آنجا نيست و خود اينكه مجبورند و نمىتوانند گناه كنند و اختيار از آنان سلب شده نوعى عقاب براى آنها محسوب مىشود .
مطلب چهاردهم [ : حكم عمل كافر ]
اين مطلب يك مطلب اساسى است كه بهطور مجمل عنوان شده و جا دارد كه تعقيب شود و آن اينكه آيا انسانهاى كافر به خدا و ماترياليست اگر كار خيرى انجام دادند و خدماتى به جامعه كردند در قيامت به ثواب الهى مىرسند يا خير ؟
در اين مسأله ميان متكلمين اسلام و بهطور كلى ، ميان دانشمندان الهى اتفاق نظر است كه عمل كافر موجب ثواب نيست ؛ چون شرط ثواب و بهشت ايمان به خداست و او ندارد البته آيا عمل خير او موجب مىشود كه عقاب او تخفيف پيدا كند يا نه ممكن است .
انسانهايى كه عارف باللّه هستند و خدا را قبول دارند مثل براهمه هندوستان يا فلاسفهء الهى شرق و غرب ، ولى بعثتها و نبوتها را قبول ندارند و به خود اجازهء بحث و تحقيق دربارهء اعجاز و نبوت را نمىدهند ، آيا اعمال خير اينها چه حكمى دارد ؟ سبب بهشت رفتن آنها مىشود يا خير ؟ گروهى بر آناند كه ثواب الهى متوقف بر هيچ شرط نيست ، بلكه هركسى خداشناس بود و كارى را كه عقل او نيكو و شايسته تشخيص داد وى براى رضاى خدا انجام داد او بهشت مىرود ولو اعتقاد به پيامبر نداشته باشد ؛ ولى اكثر متكلمين اسلام مىگويند : عقلا هيچ مانعى ندارد كه ثواب الهى متوقف بر شرطى باشد و آن معرفة النبى و تصديقه است . به نظر خواجه حق همين است ؛ به دليل اينكه اگر ثواب موقوف بر شرطى نباشد ، لازمهاش آن است كه شخصى كه تنها عارف باللّه است و چيز ديگر را قبول ندارد ثواب به او برسد ، بدون اينكه در نبوت و اعجاز بيانديشد و التالى باطل بالاجماع فالمقدم مثله .
بيان ملازمه : معرفت اللّه و التكليف يك اطاعت على حده است ؛ پس اگر ثواب بر آن