كرده و كافر مىميرد و يا در قسمت دوم مىداند كه عاصى توبه خواهد كرد نه اولى با آن طاعت استحقاق ثواب دارد و نه دومى با اين معصيت مستحق عقاب مىگردد .
پس موافات ، يعنى مؤمن و كافر مردن شرط متأخر است براى استحقاق ثواب و عقاب و به نظر مصنف همين قول حق است و استدلال مىكنند به دو آيه از قرآن :
1 . قرآن به پيامبرش مىگويد :
لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ ؛
« 1 »
اگر شرك ورزى حتما كردارت تباه خواهد شد .
2 . قرآن به مسلمين خطاب كرده ، مىگويد :
وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ ؛
« 2 »
و كسانى از شما كه از دين خود برگردند و در حال كفر بميرند ، كردار آنان در دنيا و آخرت تباه مىشود .
منظور از احباط چيست ؟ سه احتمال دارد :
1 . مراد اين باشد كه اعمالى كه قبل از احباط انجام دادهاى از همان اصل و اساس باطل بوده است ؛
2 . منظور اين باشد كه ثواب الهى پس از اينكه ثابت شد ، ساقط شده و به تو داده نمىشود ؛
3 . منظور اين باشد كه كفر و شرك آن را ابطال كرد
دو احتمال اول كه باطل است فتعين احتمال ثالث . دليل بر ابطال احتمال اول اينكه اولا ، آيات بطلان را بر شرك متجدد معلق ساخته پس معلوم مىشود از اصل باطل نيست . ثانيا ، آيات به صورت جمله شرطيه و شرط و جزا آمده كه هميشه شرط و جزا بر يك امر آينده معلق مىشود ، پس احتمال اول باطل است . ابطال احتمال ثانى در مسأله بعد ، يعنى مسأله هفتم خواهد آمد فتعين الاحتمال الثالث و هو الحق .
هامش
( 1 ) . سوره زمر ، آيه 65 .
( 2 ) . سوره بقره ، آيه 217 .