تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١

مطلب سيزدهم [ : اشكال بر خلوص ثواب و عقاب از شوائب ]

پس از اين‌كه در مطلب قبلى مدعى شدند كه ثواب و عقاب بايد خالى از شوائب باشد ، اكنون اشكالى بر مصنف وارد مىشود كه در مطلب سيزدهم جواب مىدهند . اصل اشكال اين است كه اولا بدون ترديد اهل بهشت همه داراى يك مقام و درجه نيستند ، بلكه متفاوت‌اند . آن‌گاه آن‌كه رتبه‌اش مادون است وقتى ما فوق را مىبيند غمگين مىگردد كه چرا در مرتبه و مقام او نيست و چرا آن جديت لازم را در دنيا در عبادات نكرده است پس ثواب خالى از شوائب نيست و ثانيا بر همه بهشتيان لازم است كه در برابر نعمت‌هاى خداوند شكرگذار باشند و در اين شكرگذارى مشقت و سختى وجود دارد ، پس ثواب خالى از غم و سختى نيست . ثالثا در بهشت هم بر همهء اهل بهشت واجب است كه قبايح و معاصى الهيه را ترك كنند كه خود اين باز داراى مشقت است پس بهشت هم خالى از سختىها نيست . در جواب به اشكال اول مىگوييم : كسى كه مرتبه بالاترى را ندارد وقتى غمگين مىشود كه شهوت و ميل رسيدن به آن مرتبه را داشته باشد ، ولى نصيب او نشود اما اهل بهشت اين‌گونه نيستند ؛ يعنى هركسى به هر مرتبه‌اى كه به او داده‌اند راضى و به همان بسنده كرده و هرگز آرزو و ميل به مرتبه بالاتر را ندارد ، لذا از اين حيث غم و اندوهى براى بهشتيان حاصل نمىشود ، پس شبهه اول اجابت شد . به اشكال دوم نيز چنين پاسخ مىدهيم : درست است كه در بهشت شكر نعمت واجب است و بهشتيان انجام مىدهند و لكن شادمانى و سرور آنان در مقابل شكر نعمت به درجه‌اى است كه هرگز احساس سختى و مشقتى ندارند . جواب اشكال سوم هم اين است كه ولو در بهشت ترك قبايح لازم است و اهل بهشت آنها را ترك مىكنند ، ولى اين كار مشقتى ندارد ؛ زيرا كسى قبيح را انجام مىدهد كه به نحوى محتاج به آن باشد و يا هواى نفس او را وادارد ، ولى خداى متعال آن‌قدر نعمت در اختيار آنها گذاشته و آنها را از راه ثواب مستغنى مىسازد كه به راحتى قبايح را ترك كرده و اصولا شايد بتوان گفت فكر قبيح هم نمىكنند . اهل جهنم نسبت به انجام كارهايى كه بر آنان لازم است و نسبت به ترك قبايح