ندارد . پس ثواب و عقاب هم بايد دائمى باشد .
3 . ثواب و عقاب قيامت با نفع و ضرر دنيا فرق دارد . در دنيا عسر و يسر و سود و زيان همراه هم هستند ؛ اينطور نيست كه انسانى در دنيا على الدوام در خوشى و سرور و سودمندى باشد و متقابلا انسانى على الدوام در ناخوشىها ، عسرها و فقر باشد ، بلكه روزگار هميشه فرازها و نشيبها دارد و به فرموده قرآن :
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً ؛
ولى در آخرت چنين نيست . كسى كه در ثواب و خوشى است ، شادمانى خالص دارد و براى كسى كه در عذاب است ، فقط عسر و سختى است . اگر ثواب قيامت منقطع و پايانپذير باشد ، مستلزم الم و رنجى است بر صاحبش و اين با خالص بودن ثواب از شائبه رنج و فكر غم منافات دارد . نيز اگر عقاب عقبى منقطع باشد مستلزم آن است كه براى صاحبش سرور و شادمانى حاصل شود ؛ چون اين فكر كه بالأخره روزى نجات مىيابد او را خوشحال مىسازد و اين با خالص بودن عقاب منافات دارد ؛ پس ثواب و عقاب دائمى است . اينها بحثهاى عقلى هستند ، ولى از قرآن هم دوام به خوبى مستفاد است و آن آياتى است كه در آنها سخن از خلود رفته و دانشمندان كلام برخى مىگويند : علم ما به دوام ثواب و عقاب عقلى است به همان سه دليل مذكور و برخى برآناند كه اين علم فقط و فقط سمعى است ؛ يعنى چون از زبان معصوم و قرآن شنيدهايم مىپذيريم .
مطلب دوازدهم [ : خلوص ثواب و عقاب از شوائب ]
ثواب بايد خالص باشد از شوائب ؛ يعنى نبايد آميخته با چيزى كه غمانگيز باشد به دليل اينكه گاهى عوض دنيوى و يا تفضل الهى ممكن است خالص باشند . پس اگر ثواب خالص نباشد لازمهاش آن است كه ثواب از آن دو پايينتر باشد و اللازم باطل بالاجماع ؛ چون اجماع قائم است كه ثواب از عوض بايد بالاتر و بهتر باشد و نيز عقاب هم بايد خالص از شوائب باشد ؛ يعنى نبايد آميخته با لذت باشد به دليل اينكه عقاب هرچه خالصتر باشد موجب مىشود كه بشر بيشتر از آن بگريزد پس خالص بودن عقاب لطف است و لطف واجب است فالخلوص واجب .