از دستور مولا سرپيچى كند مستحق اهانت كردن و خوار شمردن مىداند .
مطلب يازدهم [ : دوام ثواب و عقاب ]
ديگر از صفات ثواب و عقاب آن است كه ثواب براى افراد شايسته دائمى است و پايان ندارد و عقاب هم براى كفار و فسقه دائمى است و نهايت ندارد و دليل بر تداوم آن دوتا بىنهايت چند امر است :
1 . دائمى بودن ثواب و عقاب لطف است و هر لطفى بر خداوند واجب است پس دوام ثواب و عقاب حتمى است .
اثبات لطفيت دوام : چون لطف آن است كه بنده را به طاعت الهى نزديك و از معصيت الهى دور سازد و دوام ثواب بشر را به طاعت تشويق و نزديك مىسازد ؛ چون هر انسانى براى نيل به منفعت بىپايان حاضر مىشود از يك سلسله خواهشهاى نفسانى موقتا چشم بپوشد و دوام عقاب نيز آدمى را از معاصى دور مىدارد ؛ زيرا هيچ انسانى حاضر نيست براى خوشىهاى موقت خود را گرفتار عذاب ابد سازد پس دوام آن دو لطف است .
اثبات كبرى : در مباحث افعال الهى مسأله دوازدهم ذكر شد .
2 . بدون ترديد مدح و ستايش انسان مطيع و در مقابل مذمت و سرزنش آدم عاصى دائم هستند ؛ زيرا بالوجدان مدح مطيع در هر زمانى شايسته است و ذمّ عاصى هم كذلك مادامى كه ندامت نباشد ؛ چون اگر از كار نيك پشيمان شد از آن پس مدحى ندارد و اگر از كار زشت جدا پشيمان گرديد ديگر مذمتى ندارد و مدح و ذم معلول طاعت و معصيت هستند . آنگاه خود معصيت و اطاعت مىشوند به منزلهء دائمى و در حكم دائمى در نتيجه ثواب و عقاب هم بايد دائمى باشند ؛ چون مدح و ذم معلول طاعت و معصيتاند و ثواب و عقاب هم كذلك . آنگاه اگر احد المعلولين دائمى بود مستلزم دوام يا به منزلة الدوام علت است و دوام علت مستلزم دوام معلول ديگر خواهد بود . در اصول به اين دليل اشكال شده كه متلازمين داراى دو حكم متضاد نمىتوانند باشند ، ولى اينكه حتما داراى دو حكم متساوى و مثل هم باشند دليلى