در آنجا زنده است درحالىكه قواى جسمانى بشر متناهى است و تا وقت معينى فرضا تا هزار سال مىتواند زندگى كند و نه بيشتر .
جواب ما : علّامه مىفرمايد : جواب همهء اينها يك كلمه است و آن اين كه تمام اين شبهات يك سلسله استبعاداتى بيش نيستند ؛ يعنى به عقل فلسفى شما بعيد مىنمايد و گرنه از محالات عقليه نيستند كه نشدنى باشد .
شبهه اول : همانگونه كه قبلا ذكر شد كل عالم و از جمله افلاك امور حادثى هستند و امور حادثه همانگونه كه قابل اعدام هستند كه قبلا ذكر شد همچنين قابل خرق و التيام هم هستند . البته تمام اينها براساس هيأت قديم و هيأت بطلميوسى است .
شبهه دوم : وجود جنت در ما فوق افلاك هم امرى ممكن است و با قدرت الهى منافاتى ندارد علاوه بر اين كه نمىتوان بالقطع و الجزم جاى بهشت را معين كرد .
شبهه سوم : اين كه انسانى على الدوام بسوزد و با اين حال جسم او باقى بماند اولا از محالات ذاتيه نيست ، بلكه ممكن است و ثانيا خداوند بر هر مقدورى قادر است و لذا چه بسا جسم را تبديل كند به اجزاى ناريه و دوباره اعاده كند و . . . تا بىنهايت .
شبهه چهارم : تولد بدون پدر و مادر امرى ممكن است . اين مسأله در قصه آدم عليه السّلام واقع شده است .
شبهه پنجم : قواى جسمانى هم اگر واسطه در تأثير باشند گاهى اثر آنها نامتناهى خواهد بود البته در اين زمينهها بهترين ملجأ و مرجع ما قرآن است و اين شبهات قابل ذكر و جواب نيستند .
5 و 6 . ثواب و عقاب
مسأله پنجم از مسائل باب معاد دربارهء داستان ثواب و عقاب يا پاداش و كيفر الهى است و در اين رابطه مطالبى چند مطرح است :
مطلب اول [ : تعريف چند اصطلاح ]
در اين مطلب چندين اصطلاح مطرح است :