« [ برويد ] در آن گم شويد و با من سخن مگوييد » .
در عرب تعبير به اخسؤا براى اسكات كلب گفته مىشود . نكتهاى كه در خاتمه مطلب اول يادآورى مىكنيم ، اين است كه مدح و ذم با ثواب و عقاب چه نسبتى دارند ؟ بدون ترديد عند العقلاء و در دنيا متفاوتاند ؛ يعنى مدح و مذم ، ستايش و سرزنش زبانى است و ثواب و عقاب پاداش و كيفر عملى است كه از مولا نسبت به عبد انجام مىگيرد . اما در مورد خداوند بدون ترديد در قرآن هم مدح و ذم هست و هم وعده ثواب و عقاب اما آيا اينها دو چيزند يا يكى هستند ؟ و على فرض دوييت آيا متلازماند يا خير ؟ اينها مباحث اصولى است و قول حق اين است كه مدح الهى همان ثواب خداوندى است و ذم الهى همان عقاب اوست و به قول مرحوم مظفر :
الحق كما صرح به كثير من العلماء المحققين ان معنى استحقاق المدح ليس الّا استحقاق الثواب و معنى استحقاق الذم ليس الّا استحقاق العقاب بمعنى ان المراد من المدح ما يعم الثواب لان المراد بالمدح المجازاة بالخير و المراد من الذم ما يعم العقاب لان المراد به المكافاة بالشر و لذا قالوا : ان مدح الشارع ثوابه و ذمه عقابه و ارادوا به هذا المعنى . « 1 »
و در هر صورت اينگونه بحثها را بايد از كتب اصوليه جستجو كرد .
مطلب دوم مدح و ثواب در مقابل چه امورى خواهد بود ؟
مدح و ثواب در برابر چند امر است :
1 . انجام واجبات : كسى كه وظايف واجبه شرعى خويش مثل صلوة و صوم و . . . را انجام دهد مستحق ثواب است .
2 . انجام مستحبات : كسى كه دستورات مستحبى اسلام از قبيل نماز شب و ساير نوافل و تصدق و . . . انجام دهد مستحق مدح و ثواب الهى است .
3 . به جا آوردن ضد حرام : كسى كه براى دورى از زشتىها و محرمات خود را به
هامش
( 1 ) . اصول فقه ، جزء دوم ، ص 238 ، پاورقى .