يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ ؛
« 1 »
و براى ما مثلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد ؛ گفت : « چه كسى اين استخوانها را كه چنين پوسيده است زندگى مىبخشد ؟ »
وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ * قالُوا ادْعُ لَنا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنا ما هِيَ قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ لا فارِضٌ وَ لا بِكْرٌ عَوانٌ بَيْنَ ذلِكَ فَافْعَلُوا ما تُؤْمَرُونَ . . .
وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ * فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ؛
« 2 »
و هنگامى كه موسى به قوم خود گفت : « خدا به شما فرمان مىدهد كه :
ماده گاوى را سر ببريد » ، گفتند : « آيا ما را به ريشخند مىگيرى ؟ » گفت : « پناه مىبرم به خدا كه [ مبادا ] از جاهلان باشم » . گفتند : « پروردگارت را براى ما بخوان ، تا بر ما روشن سازد كه آن چگونه [ گاوى ] است ؟ » گفت : « وى مىفرمايد : آن ماده گاوى است نه پير و نه خردسال ، [ بلكه ] ميانسالى است بين اين دو . پس آنچه را [ بدان ] مأموريد به جاى آريد » . . . . و چون شخصى را كشتيد ، و دربارهء او با يكديگر به ستيزه برخاستيد ، و حال آنكه خدا ، آنچه را كتمان مىكرديد ، آشكار گردانيد . پس فرموديم : « پارهاى از آن [ گاو سربريده را ] به آن [ مقتول ] بزنيد » [ تا زنده شود ] اينگونه خدا مردگان را زنده مىكند ، و آيات خود را به شما مىنماياند ، باشد كه بينديشيد .
شبهه آكل و مأكول
دربارهء معاد جسمانى شبهاتى مطرح است كه مشهورترين آنها شبهه آكل و مأكول است كه مطرح ساخته و جواب مىدهيم .
مقدمه : در اين كه مخاطب الهى و مكلف به تكاليف الهيه كدام جزء از اجزاى انسانى است ميان دانشمندان اختلاف است :
هامش
( 1 ) . سوره يس ، آيه 78 .
( 2 ) . سوره بقره ، آيه 67 - 73 .