با قصد ترفع و بالا بردن نه قصد ديگر مثلا خداوند متعال بندگان بهشتى و مؤمن را مدح مىكند ؛ يعنى خبر مىدهد از رتبهها و مقاماتى كه در انتظار آنها در بهشت است مدح به اين معنا مورد بحث است و اين مدح برعكس حمد و شكر از خالق نسبت به مخلوق است .
4 . تعريف ثواب
الثواب هو النفع المستحق المقارن للتعظيم و الاجلال ؛ يعنى ثواب عبارت است از آن منفعت و سودى كه عايد انسان مىشود و شخص مستحق آن بوده و اين همراه با تعظيم و تكريم و گرامىداشت است . در قيامت هنگام ورود مؤمنين به بهشت فرشتگان بر درهاى بهشت ايستاده و با نهايت تكريم مىگويند :
سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ ؛
سلام بر شما ، خوش آمديد ، در آن درآييد [ و ] جاودانه [ بمانيد ] .
5 . تعريف ذم
الذم قول ينبئ عن اتضاح حال الغير مع قصد التوضع ؛ يعنى مذمت عبارت است از گفتارى كه خبر مىدهد از پستى و بىقدرى ديگرى درحالىكه همراه با قصد اتضاع و تحقير و توهين اوست . مثلا مولايى به عبدش مىگويد : خاك بر سرت كنند چرا كفران نعمت كردى و از طاعت من سرپيچى كردى .
6 . تعريف عقاب
العقاب هو الضرر المستحق المقارن للاستخفاف و الاهانة ؛ يعنى عقاب و كيفر عبارت است از ضرر و زيانى كه در قيامت به انسان مىرسد و داراى دو صفت است :
1 . شخص كارى در دنيا كرده كه استحقاق اين ضرر را دارد ؛
2 . اين زيانرسانى همراه با كوچك شمردن و توهين كردن به شخص است . در قرآن مىخوانيم كه به جهنميان خطاب مىشود :
اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ ؛
« 1 »
هامش
( 1 ) . سوره مؤمنون ، آيه 108 .