1 . گروهى بر آناند كه نفس مجرد انسانى مكلف به اين تكاليف است و از اين گروهاند فلاسفه يونان ، نصارى ، تناسخيه و گروهى از اشاعره و گروههايى از معتزله و اماميه و صوفيه .
2 . گروهى از محققين بر آناند كه اجزايى از همين بدن انسان مخاطب و مكلف است كه نامش اجزاى اصليه است و آن اجزاى معين براى ما مشخص نيست و آن اجزاى اصليه از آغاز ولادت تا پايان زندگى باقى است و هرگز نه بر آنها افزوده شده و نه از آنها كاسته مىشود و زياد شدن و كم شدن و چاقى و لاغرى و اختلاف حالات و تغيير و تحول از آن اجزاى فرعيهاى است كه به اين اجزاى اصليه مىپيوندد و خود اينها دو دستهاند :
يكم . كسانى كه روح مجرد را قائل نيستند مىگويند : فقط در معاد همان اجزاى اصليه عود مىكنند .
دوم . و كسانى كه نفس و روح مجرد را قائلاند مىگويند : در قيامت آن اجزاى اصليه به همراه نفس ناطقه انسانى عود مىكنند .
پس از مقدمه فوق مىگوييم كه يكى از شبهات معاد جسمانى شبهه آكل و مأكول است و آن اين كه اولا ، اگر فرض كنيم كه انسانى انسان ديگر را بخورد و اجزاى بدن او جزء بدن آكل شود . اگر اين اجزا در قيامت به انسان مأكول برگردد لازم مىآيد انسان آكل معدوم شود و بالعكس . ثانيا ، اگر معاد جسمانى حق باشد از دو حال خارج نيست :
الف . يا خداوند تمام اجزاى بدن انسان را از اول عمر تا آخر عمر اعاده مىكند . بدن پيوسته در حال سوختوسوز و از دست دادن اجزايى و پيدا شدن اجزا و سلولهاى جديد است به گونهاى كه هر چند سال يكبار كل اين سلولها عوض شده ، آنگاه اگر بدن انسان در قيامت با جميع اجزا عودت داده شود لازم مىآيد هركدام از انسانها در قيامت همانند كوهى عظيم الجثه باشند . وانگهى گاه اجزاى تحليل رفته بدن انسان به صورت مواد غذايى درآمده و انسان ديگرى خورده و جزء بدن او شده ، آنگاه اگر اين اجزا هم اعاده شوند لازم مىآيد كه يك جزئى يا عضوى جزء و عضو دو انسان باشد و
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 424
مساهمون: العلامة الحلي
ص٤٢٤