1 . تعريف لغوى و اصطلاحى حمد
معناى حمد در لغت چنين است : هو الثناء باللسان على الجميل الاختيارى نعمة كان أو غيرها على سبيل التعظيم ؛ يعنى حمد عبارت است از ستايش به سبب زبان در مقابل يك وصف نيكوى اختيارى ، يعنى صاحب آن در كسب آن مختار باشد چه آن صفت نعمت باشد مثل جود و بخشش و چه غير نعمت نسبت به حامد مثل ستايش زيد بر تقوا و علم و . . . و بايد در حمد قصد تعظيم باشد نه تحقير و استهزا .
حمد در اصطلاح با شكر در لغت به يك معنا آمده كه بعدا خواهيم گفت ، ضمنا حمد هميشه از سوى مخلوق نسبت به خالق است .
2 . تعريف لغوى و اصطلاحى شكر
شكر در لغت عبارت است از : فعل ينبىء عن تعظيم المنعم سواء كان ذكرا باللسان او محبة بالجنان او عملا بالاركان ؛ يعنى شكر حاكى از تعظيم و بزرگداشت نعمتدهنده است ، چه توسط زبان آن كار انجام گيرد يا توسط قلب يا عمل با اعضا و جوارح .
و در اصطلاح عبارت است از : صرف العبد جميع ما خلق اللّه لاجل ما خلق ؛ يعنى به كار بردن بنده تمام آنچه را كه خدا برايش آفريده در مسيرى و براى هدفى كه آفريده شده مثلا چشم را آفريده براى ديدن و لكن نه تمام ديدنىها گوش را آفريده براى شنيدن و لكن نه هر نوع شنيدنى و . . . شكر هم مثل حمد از سوى عبد نسبت به خالق است .
3 . تعريف لغوى و اصطلاحى مدح
مدح در لغت عبارت است از : الثناء باللسان على الجميل اختياريا كان أو غيره ، نعمة كان أو غيرها ؛ يعنى مدح ذكر خير است به استعانت زبان بر يك وصف نيكويى چه صاحب آن وصف در كسب آن مختار باشد مثل « مدحت عليا لعلمه » و چه اختيارى باشد مثل « مدحت اللؤلؤ على صفائها » و چه آن وصف نعمتى باشد نسبت به مادح و مداح مثل جود و بخشش و يا نعمت نباشد مثل مدح على براى شجاعتى كه دارد .
و در اصطلاح : المدح قول ينبىء عن ارتفاع حال الغير مع القصد إلى الرفع منه يعنى مدح عبارت است از گفتارى كه حاكى از بالا بودن رتبه و درجه غير است آن هم همراه