دليل اول : عدالت خداوند مقتضى است كه روز جزايى باشد ؛ زيرا در اين دنيا ما انسانهاى زيادى را مىبينيم كه مظلوم واقع شده و حقوق آنها پايمال مىگردد و متقابلا انسانهاى زيادى ستم و تجاوزگرى دارند مثلا چنگيز ، فرعون ، صدام ، بخت نصر ، هيتلر و ساير جلّادان تاريخ اين همه در اين دنيا آدم كشتهاند و در اين جهان نه ظالم و نه مظلوم به سزاى اعمال خويش نمىرسند . پس بايد روزى باشد كه عادلانه ميان انسانها قضاوت شود و وعدههاى ثواب و وعيدههاى عقاب جامه عمل بپوشد و آن روز قيامت است .
دليل دوم : اگر معادى نباشد لازم مىآيد كه وجود تكاليف عبث باشد و اللازم باطل فالملزوم مثله .
بيان ملازمه : تكليف يعنى بار سنگينى از مسؤوليتها و مشقتها را بر دوش انسان گذاشتن و اين سختىها نبايد بدون جزا باشد يا به نحو كيفر و يا پاداش و نيز بلاهايى كه به بعضى افراد مىرسد در اين دنيا و على الدوام در محروميت به سر مىبرند . پس بايد روزى باشد كه پاداش اين تكاليف و بلاها داده شود و يقينا پاداشها و كيفرها در اين جهان به ما داده نمىشود ؛ پس بايد قيامتى باشد ، و گرنه تكاليف عبث مىشود .
بيان بطلان لازم : كار عبث قبيح است و فعل قبيح از مولاى حكيم صادر نمىشود .
مطلب دوم . معاد جسمانى :
به اعتقاد ما معاد دو شعبه دارد : روحانى و جسمانى . ما مسلمانها معتقديم كه در قيامت انسانها با همين بدن و روح محشور مىگردند و تنها معاد روحانى نيست . دليل بر معاد جسمانى اين است كه معاد جسمانى عقلا امرى ممكن است ؛ زيرا ما قبلا گفتيم كه معاد به معناى اعادهء معدوم نيست تا محال باشد ، بلكه به معناى جمع كردن اجزاى پراكنده است كه كاملا براى خداوند مقدور است ؛ پس المعاد ممكن . علاوه بر امكان ، معصوم عليه السّلام و قرآن خبر دادهاند كه معاد واقع خواهد شد ، لذا مىپذيريم . در اين زمينه آيات قرآنى بسيار است ؛ آيات 259 و 260 سوره بقره كه در بخش قبلى به آنها اشاره شد ، از اين قبيلاند . اكنون به موارد ديگرى اشاره مىكنيم :
وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ * قُلْ