تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
مماثل با اين عالم و داراى همين عناصر يافت شود ، از دو حال خارج نيست : 1 . يا اين است كه ميل طبيعى عناصر آن عالم به سمت مركز عالم ما ، يعنى زمين است و به عبارت كتاب يا اين است كه آن عناصر هم به‌طور طبيعى طالب مكان‌هاى همين عناصر عالم ما هستند ؛ 2 . و يا ميل طبيعى آنها به سمت زمين ما نيست و به عبارت ديگر طالب امكنه عناصر عالم ما نيستند . اگر طالب امكنه عناصر عالم ما باشند لازم مىآيد وجودشان در عالم ديگرى قسرى و تحميلى و بر خلاف ميل طبيعى آنها باشد و اگر قسرى شد نبايد دوام داشته باشد ؛ چون حركت قسرى دائمى نيست درحالىكه دوام دارد ، پس اين احتمال باطل است . اگر ميل طبيعى آنها به سوى اين مركز نباشد لازم مىآيد امور متفقة الحقيقة ؛ يعنى دو فرد از آب يا خاك مثلا در احكام متفاوت باشند ؛ يعنى يكى ميل طبيعىاش به سمت مركز عالم ما باشد و ديگرى نباشد ، درحالىكه شما گفتيد : حكم الامثال فيما يجوز و فيما لا يجوز سواء . پس وجود عالم ديگر ممكن نيست . جواب ما : آيا ماهيت عناصر اوليه عوالم ديگر با جهان ما يكى هستند ؟ خير ، شايد آب و خاك عالم ديگر با آب و خاك عالم ما از دو طبيعت باشند ، چنانچه قرآن مىگويد :
نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ
آتش جهان ما از پوست مىسوزاند تا به قلب مىرسد ، ولى آتش جهان ديگر از دل مىسوزاند . ثانيا ، برفرض كه عناصر هر دو عالم از يك حقيقت باشند ، مىگوييم : شما چه دليلى داريد بر اين كه حتما بايد ميل طبيعى عناصر همهء عوالم به سوى مركز عالم ما يعنى زمين باشد ؟ خير ، هر عالمى متناسب با خود ارضى دارد كه آن ارض مركز همان عالم محسوب مىشود و ميل طبيعى عناصر آن عالم به سوى مركز همان عالم است نه به سوى مركز جهان ما .

2 . صحت عدم بر عالم

دومين مسأله از مسائل مربوط به معاد عبارت است از اين كه آيا عالمى كه ما در آن به سر مىبريم ممكن العدم است و يا ممتنع العدم ؟ به عبارت ديگر آيا ممكن است اين
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 408 | العلامة الحلي / على محمدى خراسانى