وَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ ؛
« 1 »
آيا كسى كه آسمانها و زمين را آفريده توانا نيست كه [ باز ] مانند آنها را بيافريند ؟ آرى ، اوست آفرينندهء دانا .
اين آيه شريفه تصريح مىكند كه آفرينش مثل اين آسمانها و زمين مقدور خداوند است . در مباحث خداشناسى اثبات كرديم كه تنها امور ممكن الوجود متعلق قدرت واقع مىشوند ، اما امور محال هرگز در تحت قدرت واقع نمىشوند و اين منافاتى با نامتناهى بودن قدرت الهى ندارد ؛ زيرا - همانطور كه پيش از اين گفتيم - فاعليت فاعل تام است ، ولى قابل هم بايد قابليتش تام باشد .
فلاسفه قديم نيز بر استحاله آفرينش عالم ديگرى مثل عالم ما ، دو برهان اقامه كردهاند .
برهان اول : اين برهان بر قاعدهاى عقلى مبتنى است و آن اين كه خلاء در عالم محال است و اين مطلب در مباحث امور عامه با برهان به اثبات رسيده است . اصل استدلال اين است كه اگر جهان ديگرى يافت شود ، كروى « 2 » شكل خواهد بود ؛ زيرا شكل طبيعى همهء اجسام كره است و اگر عالم ديگر هم كروى بود از دو حال خارج نخواهد بود :
1 . يا هر دو عالم و هر دو كره متلاقياناند ، يعنى در نقطهء معينى باهم مماساند .
شبيه دو توپ كه كنار هم و متصل به هم قرار گرفته باشند .
2 . و يا هر دو كره از هم متبايناند همانند دو توپى كه از هم فاصله دارند .
هركدام از اين دو فرض كه باشد مستلزم خلاء است و خلاء محال است ؛ پس وجود چنين عالمى محال است .
جواب ما : اولا ما قبول نداريم كه حتما آن عالم ثانى هم كروى الشكل باشد ، بلكه
هامش
( 1 ) . سوره يس ، آيه 81 .
( 2 ) . « كره » به جسمى مىگويند كه او را سطح واحدى احاطه و نسبت مركز آن به سطح از اطراف و جوانب يكسان باشد و خطوطى كه از مركز به سطح آن وصل مىشوند ، همه موازى و از لحاظ اندازه يكسان باشند . هريك از افلاك سماوى كروى شكلاند و از اين جهت آنها را كرات سماوى مىگويند . ( فرهنگ علوم عقلى ، ص 487 )