يا دو زن نه يك مرد و يك زن ( در حالى اين مخالفت صريح قرآن است ) از طرف ديگر وقتى زنان پيامبر ادعا كردند كه حجرههايى كه در آنها ساكن بودند از آن خودشان است ، خليفه بدون معطلى آنها را تصديق كرده و حجرات آنها را صدقه قرار نداد و اين حقكشىها باعث شد كه وقتى عمر بن عبد العزيز به خلافت رسيد ، فرمان داد و فدك را به اولاد على عليه السّلام برگرداندند .
3 . هنگامى كه وفات فاطمه عليها السّلام نزديك شد ، وصيت كرد كه : اى على ، مرا شب غسل بده و شب دفن كن و شب كفن كن ؛ زيرا نمىخواهم كسانى كه به من ظلم كردند ( خليفه اول و . . . ) در تشييع جنازهء من و در نماز بر جنازه من حاضر شوند . على عليه السّلام هم طبق وصيت حضرتش را شبانه دفن كرد و چهل صورت قبر درست كرد تا قابل تشخيص نباشد و دشمنان نتوانند بر قبر حضرت هم نماز بگذارند . از آن تاريخ تا به امروز هم قبر فاطمه عليها السّلام مخفى است .
4 . به اعتراف شيعه و سنى خود خليفه اول در داستان شگفتانگيز سقيفه گفت :
« اقيلونى و لست بخيركم و علىّ فيكم » ؛ يعنى مرا رها كنيد و بيعت بر خلافت را اقاله و فسخ كنيد و پس بگيريد ؛ زيرا من بهترين شما نيستم درحالىكه على عليه السّلام در ميان شماست . حال اين خبر از دو حال خارج نيست :
1 . يا حق و صدق است ؛ يعنى خليفه راست مىگفت پس به اعتراف خود او صلاحيت امامت را نداشته ( اقرار العقلا على انفسهم نافذ ) .
2 . و يا كذب است و خليفه به دروغ چنين گفته كه در اين صورت عدم صلاحيت او روشنتر خواهد بود ، چون آدم دروغگو فاسق است و الفاسق ليس به امام .
5 . به اعتراف دوست و دشمن ، خود خليفه اول پس از خليفه شدن گفت : من والى و سرپرستى شما را به عهده گرفتم در حالى بهترين شما نيستم . هان ! آگاه باشيد كه اگر من در مسير صحيح بودم از من متابعت كنيد و اگر اعوجاج و كجروى داشتم ، مرا به صراط مستقيم برگردانيد ؛ زيرا مرا شيطانى است كه هنگامهء غضب عارض شده و مرا از راه راست خارج مىكند ، هان ! آگاه باشيد ؛ هنگامى كه مرا در حال غضب مشاهده كرديد پس از من اجتناب كنيد و به سخنانم گوش ندهيد تا مبادا تحت تأثير شيطان
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٥٩