كيفيت استدلال : خداوند در اين آيه ما را امر كرده كه از اولى الامر اطاعت كنيم و هيچ قيد و شرطى هم نگذاشته و كسى كه به قول مطلق و در همهجا واجب الاطاعة باشد غير از معصوم كسى نيست ؛ زيرا غير معصوم اولويتى ندارد كه در همهء امور قولا و فعلا واجب الاتباع باشد و معصوم هم بالاجماع غير از على عليه السّلام كسى نبوده است ؛ پس در على و اولاد معصوم آن حضرت عليهم السّلام معين مىشود .
خاتمه : همانطور كه مىدانيد ، منابع استدلال عبارتاند از : كتاب و سنت و اجمع و عقل ، اما از اجماع بر امامت نه ما مىتوانيم استدلال كنيم و نه اهل سنّت ؛ چون اجماع كل امت نه بر خلافت ابى بكر بوده و نه بر امامت بلافصل على عليه السّلام ، ولى از منابع سهگانه ديگر به خوبى مىتوان استفاده كرد كه جناب خواجهء طوسى اين سه دسته ادله را همراه هم ذكر فرموده و مناسبتر رعايت ترتيب ذيل است :
1 . استدلال از آيات قرآن بر امامت بلافصل على عليه السّلام كه دليل سوم و دهم و يازدهم و دوازدهم بود . در كتاب ارزندهء كلم الطيب صد آيه در اين رابطه ذكر شده است .
استدلال از سنت متواترهء نبويه بر خلافت بلافصل على عليه السّلام كه دليل دوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم و روايات ديگرى كه ذكر نشد .
3 . استدلال از حكم عقل كه دليل اول و دليل هشتم و نهم بود كه خود بحثى على حده و قابل توجه است .
6 . مطاعن خلفاى ثلاث
در اين بخش در حدود بيست و شش دليل داريم مبنى بر اينكه غير از على عليه السّلام ديگران شايسته امامت پس از پيامبر نبودند . اين ادله را تحت عنوان مطاعن خلفاى ثلاث عنوان مىكنيم كه شامل چهار قسمت است :
الف . مطاعن مشتركه
خلفاى ثلاث قبل از بعثت پيامبر اسلام كافر بودند و هر كافرى به نفس خويش ظالم است و هر ظالمى اهليت مقام امامت را ندارد ؛ چون قرآن فرموده است :
لا يَنالُ