از زبان او شنيده شده و احدى از صحابه با وى در اين سخن موافقت نكردهاند . آنگاه چگونه با خبر واحد كذايى مىتوان به جنگ نصوص متواتره قرآنى رفت ؟
و . اشكال ديگر اين است كه چگونه معقول است كه پيامبر اين حديث را براى غير وارث خود ، يعنى خليفه اول فرموده است ، ولى از ورثهء خود ، يعنى فاطمه ، على يا عباس مخفى داشته است ؟
ز . اگر اين حديث صحيح بود ، هرگز على عليه السّلام شمشير پيامبر و مركب آن حضرت و عمامهء وى را نزد خود نگاه نمىداشت ، چون به اتفاق دوست و دشمن على عليه السّلام در عمل به دستورات دين اسبق بود .
ح . اگر اين حديث صحيح بود ، هرگز على عليه السّلام با عباس پس از وفات فاطمه بر سر اموال اختصاصى پيامبر ، يعنى همان شمشير و عمامه و . . . منازعه نكرده و خود ابى بكر به نفع على عليه السّلام حكم نمىكرد .
ط . در جاى ديگر روايت شده كه فاطمه عليها السّلام به خليفه اول گفت : آيا تو وارث پيامبرى يا اهل بيت آن حضرت ؟ خليفه گفت : خير اهل او وارث اويند . فاطمه عليها السّلام فرمود : پس چرا مانع شدى از اينكه ما ارث ببريم ؟ خليفه گفت : من از پيامبر شنيدم كه مىفرمود : خداوند هرگاه به پيامبرى مال و طعامى بدهد ، آن اموال از آن ولى امر پس از پيامبر خواهد بود ! !
شگفتا ! يكجا مىگويد : اموال انبيا صدقه است ، جاى ديگر مىگويد : از آن وارث پيامبر است و جاى سوم مىگويد : از آن خليفه بعدى است . آيا اين تناقضگويىها بهترين شاهد بر كذب و جعلى بودن اين حديث نيست ؟
2 . هنگامى كه خليفه اول به خلافت رسيد ، فدك را از دست فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم يعنى زهرا عليها السّلام گرفت و وقتى كه فاطمه عليها السّلام ادعا كرد كه فدك از آن من است و پيامبر آن را به من هديه كرده ، خليفه او را تصديق نكرده و به گفتار او وقعى ننهاد ، بلكه شاهد خواست ، درحالىكه فاطمه عليها السّلام معصومه از گناه بوده و خود خليفه مىدانست كه او سيده زنان اهل بهشت است و هنگامى هم كه حضرت دو شاهد اقامه كرد ، يكى على عليه السّلام و ديگرى ام ايمن ، خليفه گفت اين قبول نيست ! يا بايد دو مرد شاهد بياورى و
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 358
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٥٨