رفت و شهادت يافت . « 1 »
4 . هنگامى كه پيامبر خدا براى غزوهء بنى المصطلق حركت داد ، جنيان خواستند به او آسيب رسانند . على بن ابى طالب عليه السّلام با آنها به جنگ برخاسته و گروههاى زيادى از آنان را هلاك ساخت .
5 . خورشيد براى حضرتش دوبار برگشت ، همانگونه كه براى يوشع بن نون برگشت .
اثبات كبرى : هركسى چنين باشد او امام است و صادق ؛ زيرا اگر كاذب بود خداوند به دست او معجزه ظاهر نمىكرد تا القا در هلاكت محقق نشود . پس على عليه السّلام امام پس از پيامبر است .
دليل دهم : غير از على عليه السّلام هيچكدام از كسانى كه در حقشان ادعاى امامت شده از قبيل ابو بكر و عباس ، لايق مقام امامت نبودند ؛ به دليل اينكه قبل از ظهور و بعثت پيامبر اكرم كافر بودند و هر كافرى ظالم به نفس خويش و هر ظالمى به مقام امامت نرسد ؛ چون قرآن فرموده :
لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
و مراد از عهد به قرينه صدر آيه امامت است ؛ چون خداوند به ابراهيم فرمود :
إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
وى پرسيد :
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي ؟
خطاب آمد كه عهد من ، يعنى مقام والاى امامت به ستمگران نمىرسد . پس امامت در على عليه السّلام منحصر مىشود .
دليل يازدهم : قرآن فرموده :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ .
كيفيت استدلال : قرآن ما را امر فرموده كه با صادقين باشيم و منظور از صادقين عبارتاند از : كسانى كه معلوم و مسلم الصدق باشند ؛ زيرا غير معلوم الصدق به قول مطلق واجب الاتباع نيست و كسى كه صدق از او معلوم و مقطوع باشد غير از معصوم كسى نخواهد بود . پس مصاديق بارزهء آيه مذكور ائمه عليهم السّلام هستند .
دليل دوازدهم : قرآن فرموده :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ .
هامش
( 1 ) . به نقل از : حديقه الشيعة ، ص 190 .