اى على تو برادر من و وصى من و خليفه من پس از من و قاضى دين من هستى .
در متن حديث بر ولايت و امامت على عليه السّلام بعد از پيامبر تصريح شده است .
دليل هشتم : به اجماع مسلمين على عليه السّلام بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم از همهء افراد امت اسلامى از هر جهت و كمالى افضل بود و به حكم عقل و نقل هركسى افضل الناس بود او اليق الناس به امامت و خلافت بوده و او امام است پس على عليه السّلام امام است :
بيان صغرى : در مسأله هفتم از مسائل باب امامت به تفصيل و با بيست و پنج دليل ثابت خواهد شد .
بيان كبرى : پيش از اين در بيان مسأله سوم از مسائل امامت ذكر شد كه به حكم عقل تقديم مفضول بر فاضل قبيح است . قرآن هم گفته است :
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ .
دليل نهم : على عليه السّلام مدعى امامت بوده و معجزاتى هم به دست او ظاهر گرديده ؛ ( صغرى )
و هركسى داراى اين دو خصوصيت باشد پس او امام و جانشين پيامبر است ؛ ( كبرى )
پس على بن ابى طالب وصى و خليفه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم است . ( نتيجه )
اثبات صغرى : چنانكه ملاحظه مىكنيد صغراى استدلال دو بخش دارد :
1 . على عليه السّلام مدعى امامت بوده است . اين امر از متواترات تاريخ است و بر كسى پوشيده نيست كه آن حضرت مدعى امامت پس از رسول اللّه بوده و بهترين شاهد مطلب خطبهء جانسوز شقشقيه است كه با اين جمله شروع مىشود : « أما و اللّه لقد تقمّصها فلان ( ابن ابى قحافه ) . . . »
2 . معجزاتى هم به دست حضرتش عليه السّلام به ظهور پيوسته است : اين قسمت نيز شواهد بسيارى دارد كه به برخى اشاره مىكنيم :
1 . در ميان همه مسلمين در حد تواتر نقل شده كه حضرت در قضيه جنگ خيبر در قلعه را از جاى كند و به دور انداخت ، درحالىكه هفتاد انسان تنومند و قوى از