امام عليه السّلام با آن همه كمال عقل و بينش وسيع تن به گناه مىدهد و در محضر حق گناه مىكند پس اين به مراتب بدتر از عوام است و باز هم سبب مىشود كه خداوند دين خود را به دست انسانى نالايق بسپارد و هو باطل .
آرى ، برمبناى كسانى كه معاوية بن ابى سفيانها را خال المؤمنين و عايشهها را ام المؤمنين مىدانند و يزيدها را امير المؤمنين خطاب مىكنند و خليفهء آنها درحالىكه مست شراب است وارد محراب عبادت مىشود و نماز صبح را چهار ركعت مىگذارد و در سجدهء نماز آخر مىگويد : « اسقنى و اشرب » و نماز جمعه را در چهارشنبه مىگذارند و بزرگترين بدعتها را در دين ايجاد مىكنند ، ولى آنها تسليم مىشوند انتخاب غير معصوم بلامانع است .
[ اقوال در چگونگى عصمت انبياء و ائمه ]
قوله : و لا تنافى العصمة القدرة كسانى كه قائل به عصمت ائمه و انبيا عليهم السّلام هستند اختلاف دارند كه آيا پيامبر و امام قدرت بر معاصى دارد و با اين حال معصيت نمىكند يا اين كه اساسا قدرت ندارد ؟ به عبارت ديگر آيا عصمت سبب جبر است يا خير ؟ به عبارت سوم آيا انبيا و ائمه مجبورند كه معصوم زندگى كنند يا خير ؟ روى هم رفته سه نظريه در اين باب هست :
1 . گروهى بر آناند كه امام و پيامبر مجبور است كه معصوم باشد و خداوند با بدن اينها يا روح اينها كارى مىكند كه قدرت بر ترك طاعت و فعل معاصى از آنها گرفته مىشود و نسبت به فعل طاعات مجبورند نسبت به ترك معاصى هم مجبورند . آن خصوصيت بدنى شايد كشتن شهوات و هواهاى نفسانيه باشد و آن امر روحانى شايد سلب اراده آنها باشد و اللّه اعلم .
2 . گروهى ديگر بر آناند كه پيامبر و امام بر فعل طاعات قدرت دارد و با اختيار انجام مىدهد ، ولى بر ترك معاصى قادر نيست ، بلكه مجبور است كه معصيت را ترك كند .
3 . گروه سوم بر آناند كه پيامبر و امام هم قدرت دارند بر ترك طاعات و هم بر فعل معاصى و با اين حال با اراده و اختيار خويش طاعات را هميشه انجام داده و از معاصى هميشه اجتناب مىكنند و خود اينها در تفسير عصمت اختلاف دارند . عدهاى