تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
در اصول فقه ثابت گرديده و تازه اگر باطل هم نباشد در خيلى جاها راهى به سوى قياس نيست ، چون قياس اصل و فرع و جامع مىطلبد و همه‌جا اين اركان فراهم نيست . احتمال پنجم : اولا اجماع مسلمين بر آن است كه برائت اصليه حافظ شرع نيست و ثانيا اگر اين امور مىتوانست حافظ شرع باشد ديگر چه نيازى به بعثت انبيا بود خود انسان در هر مسأله‌اى كه دچار شك شد از اين اصل استفاده مىكرد و حكم به وجوب يا حرمت را برمىداشت و . . . پس باقى مىماند امام عليه السّلام كه او حافظ و نگهبان شرع باشد . كبرى : امامى كه حافظ شرع است بايد معصوم باشد و الّا ممكن است براساس هواهاى نفسانى و يا خطا و نسيان حكمى را كم يا زياد كند و اين با مقام حافظ بودن سازگار نيست . 3 . ادله امر به معروف و نهى از منكر عموميت داشته و پر آن دامن پيامبر و امام را هم مىگيرد . آن‌گاه اگر امام عليه السّلام هم خطا و يا معصيتى از او سر زند بر ديگران واجب است كه بر امام انكار كنند و مخالفت نمايند و اين با قول قرآن كه فرموده :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
سازگار نيست ، چون در اين آيه به قول مطلق فرموده از اولى الامر در قول و فعل متابعت كنيد و اگر اولى الامر غير معصوم بود هرگز خداى حكيم چنين دستورى نمىداد . آرى ، آقايان اهل سنّت اولى الامر را به سلطان وقت تفسير مىكنند و معتقدند كه اطاعت آن در هر عصرى لازم است . پس آخوندهاى مزدور عربستان بايد از شاه فهد متابعت كرده و مظاهر اسلامى را نابود كنند . پس بايد امام معصوم باشد . 4 . غرض از نصب امام عليه السّلام عبارت است از انقياد و تسليم بىچون‌وچراى مردم به امام و متابعت از او و اگر خود امام اهل عصيان و فسق و فجور باشد لازم مىآيد كه اعتماد جامعه از او سلب گردد و اگر اعتماد سلب شد لازم مىآيد مردمان از او متابعت نكنند و اين مستلزم نقض غرض است و هو قبيح . 5 . اگر امام عليه السّلام معصيتى انجام دهد لازم مىآيد كه مقام او از عوام الناس هم پايين‌تر شود ، چون عوام الناس ندانسته و در اثر نداشتن اعتقاد كامل تن به گناه مىآلايند ، ولى