2 . عصمت امام
همانگونه كه انبيا عليهم السّلام داراى ويژگىهايى بودند ، امامان عليهم السّلام هم كه جانشين پيامبرند بايد داراى خصائصى باشد اولين مشخصه ائمه عليهم السّلام مسأله عصمت است :
اختلاف است در اين كه آيا امام عليه السّلام بايد داراى مقام عصمت باشد يا خير ؟ در مسأله دو قول است :
يكم . دو فرقه اماميه ( شيعيان دوازده امامى ) و اسماعيليه ( شيعيان شش امامى ) بر آناند كه واجب است امام عليه السّلام داراى مقام عصمت باشد و غير معصوم لايق امامت نيست .
دوم . ساير فرق اسلامى اعم از شيعى و اهل سنّت بر آناند كه غير معصوم هم مىتواند خليفهء پيامبر شود و ضرورت ندارد كه امام عليه السّلام معصوم باشد .
مرحوم خواجه و علّامه قول اول را برگزيده و براى عصمت امام عليه السّلام پنج دليل اقامه مىكنند كه عبارتاند از :
1 . اگر امام معصوم نباشد لازم مىآيد امامان نامتناهى در كار باشند و به عبارت ديگر يلزم التسلسل و اللازم باطل فالملزوم مثله .
بيان ملازمه : فلسفهء وجوب نصب امام در جامعه عبارت است از احتمال خطاى رعيت و مردم ، چون اگر همه معصوم و در مسير حق بودند كه نيازى به امام نبود از آنجا كه بشر دچار خطا و ضلالت مىگردد و به تنهايى راه صواب را نمىتواند بيابد لذا ائمه عليهم السّلام نصب شدند تا بشر را از خطا و اشتباه حفظ كنند ، آنگاه اگر امام المسلمين خود خطاكار باشد نياز به يك هادى و راهنماى ديگر دارد ( شبيه خليفه ثانى كه هفتادبار گفت : لو لا على لهلك عمر ) و آن هادى يا معصوم است . پس در حقيقت او امام است و يا او نيز خطا دارد ، پس نياز به راهنماى سومى پيدا مىشود و هكذا فيتسلسل و تسلسل باطل است پس معصوم نبودن امام هم باطل است .
2 . امام عليه السّلام حافظ شرع است ( صغرى ) و حافظ شرع بايد معصوم باشد ( كبرى ) پس امام بايد معصوم باشد .
صغرى : با برهان سبر و تقسيم ثابت مىكنيم كه حافظ شرع امام عليه السّلام است . در اينجا