تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
و لطف بر خدا واجب است ؛ ( كبرى ) پس نصب امام بر خدا واجب است . ( نتيجه ) بيان صغرى : هركسى كه اهل مطالع باشد و تجربهء سياسى داشته باشد مىداند كه هرگاه جامعه داراى رهبرى شايسته باشد و او راهنماى مردم باشد ، جلوى ستمگران را بگيرد ، سركشان و متجاوزان به حريم ديگران را سر جاى خود بنشاند داد مظلوم از ظالم باز ستاند ، عدالت اجتماعى را برقرار سازد حدود الهى را اجرا كند ، با متخلف برخورد قاطع داشته باشد ، مردم را به طاعت خدا دعوت كند و از نافرمانى حق بر حذر دارد و . . . يقينا چنين جامعه‌اى به طاعت نزديك و از معصيت دور خواهد شد و معناى لطف هم همين است ، ما نمونه بسيار كوچكى از آن مدينه فاضله را در كشور خودمان يعنى جمهورى اسلامى ايران مشاهده مىكنيم كه چگونه در زير سايهء رهبرىهاى خردمندانهء امام تمام روزنه‌هاى فساد حتى الامكان بسته شده و درهاى طاعت الهى به روى مردم باز شده است . شما مىتوانيد از اين مجمل حديث مفصل عشق و حاكميت امام زمان - عجل اللّه فرجه الشريف - را بخوانيد . بيان كبرى : در مباحث افعال خداوند در مسأله دوازدهم ثابت گرديد كه هر لطفى بر خداوند واجب است .

[ اعتراضات بر استدلال اماميه بر ضرورت نصب امام ]

قوله و المفاسد معلومة الانتفاء . . . از سوى مخالفان به استدلال مذكور اعتراضاتى شده كه مجموعا سه اشكال را مرحوم خواجه نقل و نقد مىكنند . اشكال اول يا اشكال كبروى : هنگامى لطف بر خدا واجب است كه مشتمل بر جهات قبح و مفسده نباشد ؛ يعنى مقتضى كه مصلحت است باشد و مانع كه مفسده است نباشد همانند باب معرفة اللّه و التكليف كه حسن دارد و مفسده‌اى هم ندارد و لذا واجب شده و همانند ارسال رسل . تا آنجا كه عقل ما يارى مىكند ، هرچه انديشيديم مفسده‌اى در باب امامت نيافتيم اما اين كافى نيست ، بلكه لازم است كه يقين كنيم مفسده‌اى نيست ؛ يعنى عدم العلم بالمفسده كافى نيست ، بلكه علم به عدم آن لازم است و متأسفانه اين امر مقدور ما