فصل پنجم امامت
يكى از اصول اعتقادات ما - كه از اصول مذهب بهشمار مىرود - اصل امامت است .
قبل از هر مطلبى امامت را از ديدگاه متكلمين تعريف مىكنيم :
الامامة رياسة عامة في امور الدين و الدنيا لشخص من الأشخاص نيابة عن النبى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ؛ يعنى امامت عبارت است از يك رياست و اولى بالتصرف بودن در جميع شؤون دين و دنياى مردم ( اعم از بيان احكام ، اجراى حدود ، ادارهء جامعه ، ايجاد عدالت اجتماعى ، جنگ و صلح و . . . ) براى شخص معينى از انسانها به عنوان نيابت و جانشينى از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم .
در كتاب شريف كشف المراد نه مبحث عنوان شده است :
1 . ضرورت امامت
نخستين مسأله در اين باب ، دربارهء ضرورت امامت و رهبرى در جامعه است . آيا اصولا وجود امام و رهبر در جامعه بشرى ضرورت دارد ؟ بر فرض ضرورى بودن آن ، آيا در هميشه تاريخ ضرورت دارد يا در دورههايى خاص ؟ بر فرض كه هميشه ضرورت داشته باشد ، آيا ضرورت شرعى دارد يا عقلى ؟ و بر فرض كه ضرورت عقلى داشته باشد ، آيا بر خداوند واجب است نصب امام و يا بر انسانها واجب است