تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
دولت آنها مشاهده كردند هرگاه آن را با همان بلاد بعد از انقراض دولت آنان مقايسه كنند فايده وجود امام غير عادل را خوب ادراك خواهند كرد در آن وقت اسلام عزت داشت همان اهل كتاب كه آن روز از مسلمانان تملق مىگفتند و در زندگى تقليد مسلمانان مىكردند يك‌باره برگشتند پس از زوال دولت آنان اهل اسلام در مملكت خود ذليل اهل كتاب شدند و تقليد آنها كردند . . . و وقتى امام غير معصوم به نام امامت اسلام چنين تأثير در عزت دين داشته باشد آيا تأثير امام معصوم چه خواهد بود ؟ 2 . گروهى بر آن‌اند كه در مواقع اجتماعى و دورانى كه خطرى جامعهء اسلامى را تهديد نمىكند نيازى به وجود رهبرى نيست ، ولى در هنگام طوفانى شدن اوضاع وجود رهبرى ضرورت دارد . 3 . اشاعره و اهل الحديث بر آن‌اند كه رهبرى در جامعه هميشه ضرورت داشته و اين وجوب هم وجوب شرعى است ؛ يعنى به حكم شارع در هر عصرى بر مردم واجب است كه رهبرى را انتخاب كرده و به فرامين آن گردن نهند و از ديدگاه آنان حكام كشورهاى اسلامى ، حتى امثال صدام معدوم و حسنى مبارك نيز اولو الامر بوده و به فرموده قرآن واجب الاتباع هستند :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ .
شگفتا ! آيا اسلام آمريكايى غير از اين است ؟ اسلامى كه سراسرش مبارزه با ظلم و فساد است بيايد اطاعت ( بىقيدوشرط ) از جرثومه‌هاى فسادى مثل شاه حسين‌ها و ملك فهدها و . . . بر مردم واجب سازد ؟ و حاكميت چنين خرافاتى سبب ذلت كشورهاى اسلامى گرديده است . 4 . گروهى از معتزله مىگويند : وجود رهبر در همهء جوامع و در همه اعصار امرى ضرورى و حياتى است و اين ضرورت هم عقلى است نه شرعى و به حكم عقل بر خود مردم انتخاب رهبرى واجب است . 5 . دانشمندان اماميه معتقدند : بشر هميشه نياز به امام و رهبر دارد و اين ضرورت عقلى است و بر خداوند واجب است كه شخصى را به عنوان امام و رهبر نصب كند و مسأله انتصابى است نه انتخابى و يكى از استدلالات ما اين است كه : نصب امام در جامعه لطف است ؛ ( صغرى )