و يا اختيارى ؟
بحث اول : معيار در كبيره و يا صغيره بودن گناه چيست ؟ مطلب مورد اختلاف است . بعضى مىگويند : هر گناهى كه خداوند در آخرت بر آن وعده عقاب داده و در دنيا براى آن حدى معين كرده نظير شرب خمر و . . . آن گناه كبيره است و غير آن صغيره است . و بعضى مىگويند : هرآنچه را كه خداوند از آن نهى فرموده از گناهان كبيره است و ما گناهى به نام گناه صغيره نداريم و صغيره بودن نسبى است ؛ يعنى بعضى از گناهان كبيره را كه با بعضى ديگر مىسنجيم آنها صغيرهاند و جرمشان كمتر است و گرنه هر معصيتى فى حد ذاته از گناهان كبيره است مذهب مشهور علماى شيعه همين است .
در رابطه با عصمت انبيا عليهم السّلام چند نظريه مطرح است :
1 . گروهى از معتزله مىگويند : گناه كبيره از پيامبران سر نمىزند چه عمدا و چه سهوا ، ولى گناهان صغيره بهطور سهوى ممكن است از آنها صادر شود و منافاتى با مقام نبوت و رسالت آنها ندارد .
2 . گروه ديگرى از معتزله مىگويند : گناهان كبيره مطلقا از انبيا صادر نمىشود چه عمدى و يا سهوى ، اما گناهان صغيره اگر ملتفت باشند كه گناه است انجام نمىدهند ولى على سبيل التأويل انجام مىدهند ؛ يعنى پيش خود تخيل كرده و مىپندارند كه گناه نيست و لذا انجام مىدهند .
3 . گروه سومى از معتزله مىگويند : گناهان كبيره از انبيا سر نمىزند ، ولى گناهان صغيره را چه سهوا و چه عمدا انجام مىدهند منتهى اين ارتكاب گناهان صغيره از مقام معنوى آنها عند اللّه نمىكاهد ؛ زيرا ثوابهاى آنان بسيار بزرگ است و اين نقطه سياه با آب پاك دريا دريا ثواب شسته مىشود و حبط مىگردد ؛ يعنى ثوابها اين گناه را مىخورند و نابود مىگردانند و لذا « كان
لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً »
.
4 . جماعت اشاعره و حشويه بر آناند كه انبيا هم مثل ساير افراد بشر هستند و هر گناهى ، چه كبيره و يا صغيره ، چه سهوا و يا عمدا ، ممكن است از آنان صادر شود و تنها دو معصيت است كه هرگز از انبيا صادر نمىشود . يكى كفر است كه آنان يك