انبيا از الطاف جليه الهى است .
اثبات كبرى : پيش از اين در مسأله دوازدهم فصل سوم خداشناسى ، يعنى افعال خدا بيان شد كه هر لطفى بر خداوند واجب است و برهان هم اقامه شد پس اعاده نمىكنيم .
بيان تفصيلى : اين بيان كه در كتاب هم ذكر شده ، سه مرحله دارد تا به نتيجه مىرسد :
1 . تكاليف شرعى ، الطافى هستند در تكاليف عقلى . ( صغرى )
و الطاف بر خدا واجباند . ( كبرى )
پس تكاليف شرعى بر خدا واجباند . ( نتيجه )
اثبات كبرى : در بالا اشاره شد كه جاى بحث آن كجاست .
اثبات صغرى : لطف را معنا كرديم و تكاليف شرعيه مصداق لطفاند ؛ زيرا در اين تكاليف وعده و وعيد ، ثواب و عقاب هست و لذا بشر مواظبت مىكند و هنگامى كه بشر بر بايد و نبايدهاى شرعيه مواظبت كرد نسبت به بايدها و نبايدهاى عقلى هم به راحتى مواظبت كرده و زير بار مىرود به گونهاى كه اگر تكاليف شرعى نبود اين انقياد و گردن نهادن در برابر عقل بسيار مشكل بود .
2 . تكاليف شرعيه ، يعنى بيان بايدها و نبايدها از طرف خداوند بر بشر چون لطف است واجب هستند و اين تكاليف بايد به بشر ابلاغ شوند . حال ابلاغ آن دو راه دارد :
يكى اينكه خداوند براى هر انسانى مستقيما فرشتهاى بفرستد و وظايفش را به او ابلاغ كند و يا به هر انسانى بهطور مستقيم وحى كند و يا به قلب او الهام كند اين راه محال است ؛ زيرا هر انسانى استعداد و قابليت تحمل بار سنگين وحى را ندارد ، حالاتى كه به هنگام وحى نخستين براى انبيا پيش آمد اگر براى هر فردى از افراد ديگر به وجود مىآمد در دم قالب تهى مىكرد مگر هركسى صحنهء كوه طور و موسى را مىتواند تحمل كند ؟ و مگر هر جانى توان حادثهء عظيم تاريخ را در غار حرا دارد ؟
دريادلى مثل رسول اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مىخواهد كه توان حمل اين امانت بزرگ را داشته باشد ، و گرنه صاعقهء وحى ديگران را در دم تبديل به خاكستر خواهد كرد ، هركسى با هر روحيهاى تاب تحمل اين امر را ندارد و قابل وحى نيست بايد انسان كاملى باشد كه دو چهره داشته باشد يكى چهرهء ملكوتى كه با آن چهره بتواند وحى را دريافت كند
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 291
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٩١