تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
در اين زمينه دو نظريه مطرح شده است : 1 . اشاعره مىگويند : بر خداوند ارسال رسل واجب و لازم نيست و اصولا هيچ امرى بر خداوند واجب نمىشود و ما حق نداريم بگوييم : فلان امر بر خدا واجب است ، چون اين بىادبى نسبت به مولا و تعيين تكليف براى خداوند است ، اين سخن اشاعره مبتنى است بر مبنايى كه در باب حسن و قبح افعال دارد و مىگويند : ما نبايد بگوييم هركارى كه حسن و شايسته است و مصلحت دارد خداوند آن كار را انجام مىدهد و هر كارى كه خلاف حكمت باشد انجام نمىدهد اين در تكوينيات و هكذا در تشريعيات ما نبايد بگوييم : اوامر و نواهى الهى داير مدار مصالح و مفاسد نفس الامريه‌اى است كه در متعلقات آنها موجود است ، بلكه هر فعلى را خدا انجام داد همان حسن است . مثلا اگر العياذ باللّه خداوند انبيا را معذب كند اين كار شايسته است و اگر فراعنه و طواغيت را متنعم سازد در قيامت همان حسن خواهد بود . در ما نحن فيه هم ما نبايد بگوييم بر خداوند ارسال رسل واجب است ، بلكه اگر خداوند پيامبرانى را بفرستد اين كار حسن است و اگر نفرستد آن كار حسن دارد و . . . به عقيدهء ما مبناى اين سخنان باطل است و ما در بخش سوم خداشناسى در رابطه با افعال الهى از اين سخن تفصيلا جواب داديم و نيازى به تكرار نيست . 2 . معتزله مىگويند : بر خداوند حكيم واجب است كه پيامبرانى را براى سعادت بندگانش بفرستد و متكلمين اماميه نيز همين عقيده را پذيرفته‌اند و براى اثبات آن برهان آورده‌اند : بيان اجمالى برهان : ارسال رسل لطف است . ( صغرى ) و هر لطفى بر خدا واجب است . ( كبرى ) پس ارسال رسل بر خدا واجب است . ( نتيجه ) اثبات صغرى : لطف آن است كه مقرب عبد به سوى طاعت و مبعد وى از معصيت باشد و ارسال رسل از مصاديق كامل اين معناست ؛ زيرا ترديدى نيست در اين‌كه انبيا عظام در جامعه با گفتار و رفتار و كردار پسنديده و با وعده‌ها و وعيدهايشان موجب مىشوند كه انسان‌ها ره طاعت بپيمايند و از منجلاب معاصى دور گردند پس وجود
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 290 | العلامة الحلي / على محمدى خراسانى