و ديگرى جنبهء ناسوتى و بشرى كه بتواند به اين واسطه پيام الهى را به بشريت ابلاغ كند . بنابراين ، معين مىشود اين راه كه اين تكاليف توسط وسائط فيض و انسانهاى كامل ، يعنى رسولان حق بر مردم ابلاغ شود و باران رحمت باريدن آغازد پس وجود پيامبر وسيلهء ابلاغ احكام است .
3 . در اصول خواندهايم كه مقدمهء واجب واجب است يا عقلا فقط و يا هم عقلا و هم شرعا پس وجود نبى هم واجب است به عنوان مقدمهء واجب فيجب على اللّه تعالى بعث الرسل .
3 . عصمت انبيا
سومين مسأله در باب نبوت دربارهء ويژگىها و خصايص انبيا عليهم السّلام است . يكى از صفات و امتيازات انبيا مقام عصمت است . قبل از هر سخنى بايد عصمت را تعريف كنيم . جناب علّامه در باب حادى عشر مىفرمايد :
العصمة لطف خفى يفعل اللّه تعالى بالمكلف بحيث لا يكون له داع إلى ترك الطاعة و ارتكاب المعصية مع قدرته على ذلك ؛
عصمت لطفى پنهانى و نامرئى است كه خداوند به مكلفى از مكلفين روا مىدارد [ يعنى چشم باطن او را بينا مىكند و حقايق را آنگونه كه هستند مىبيند . لذا حقيقت گناه را هم مشاهده مىكند كه هر گناهى يك گام در مسير سقوط و هلاكت است و هرگز گرد گناه نمىگردد و اين سمّ مهلك را به سر نمىكشد ] و به بركت آن ، انگيزه گناه و ترك طاعت در آن انسان به صفر مىرسد و مىميرد و اين شخص با اينكه قدرت بر ترك واجب و فعل حرام دارد ، ولى هرگز اقدام به آن نمىكند .
پس از آشنايى با تعريف عصمت مىگوييم : دربارهء عصمت انبيا عليهم السّلام مباحث متعدد و متنوع عقلى و نقلى وجود دارد ، ولى در كتاب شريف كشف المراد به دو بحث از آنها اشاره شده است :
1 . آيا پيامبران الهى داراى مقام عصمت و پاكى از گناه هستند ؟ و اگر هستند چرا ؟
2 . بر فرض كه انبيا داراى مقام عصمت باشند آيا عصمت انبيا عليهم السّلام اجبارى است