جواب ما : از فوايدى كه براى بعثت انبيا ذكر كرديم جواب اين شبهه داده مىشود و آن اينكه نسبت به برخى از مسائل اعتقادى و عملى عقل مستقلا مدرك است ، ولى نسبت به بعضى ديگر از مسائل عقيدتى و بسيارى از مسائل عملى از واجبات و محرمات عقل لا اقتضاست ؛ يعنى نفيا و اثباتا بيانى ندارد .
حال مىگوييم : چه اشكال دارد كه بيان انبيا نسبت به امورى كه مدرك به ادراك عقلى هستند مؤكد و معاضد حكم عقل باشد ؟ و تأكيد كه عبث نيست ، بلكه تقويت و حتميت و جزميت مطلب را مىرساند و نيز چه اشكال عقلى دارد كه احكام انبيا در بخش دوم ، يعنى امورى كه عقل مدرك آنها نيست ، احكام تأسيسى باشد ؟ به بيان ديگر مسأله صه صورت دارد :
1 . احكام انبيا بر وفق حكم عقل باشد ؛
2 . احكام انبيا بر ضد حكم عقل باشد ؛
3 . انبيا حكم كنند در امورى كه عقل استقلالا نسبت به آنها ادراكى ندارد .
حال آنچه كه اشكال دارد شق دوم است كه حكم انبيا خلاف حكم عقل فطرى باشد و چنين چيزى در اديان حقه و احكام انبيا راستين وجود خارجى ندارد اما شق اول و سوم بلامانع است ؛ زيرا چه اشكالى دارد كه انبيا بر وفق حكم عقل حكم كنند و بيانشان مؤكد باشد ؟ و يا چه اشكال دارد كه انبيا با اتكا به وحى الهى مطالبى را بيان كنند كه عقل نسبت به آنها ساكت است ، چون ادراكى ندارد ؟ و اتفاقا بخش عمدهء شرايع ، يعنى واجبات و محرمات از اين قبيل است كه عقل نسبت به آنها ادراكى ندارد و اگر هم داشته باشد كلياتى را ادراك مىكند اما از تفاضيل و جزئيات محروم است .
2 . ضرورت بعثت
دومين مسأله از مسائل باب نبوت دربارهء وجوب و ضرورت بعثت انبياست . پس از اينكه در مسأله اول حسن و مفيد بودن بعثت ثابت شد ، جاى اين سؤال است كه آيا بر خداوند متعال فرض و واجب است كه پيامبرانى را به سوى بشر گسيل دارد يا واجب نيست ؟