تذكر داده و براى آنان تكرار كنند تا براى بندگان ملكه شود و سهو بر آنها مستولى نشود تا به انجام آنها به سعادت برسند و آن شخصى كه مبين اين امور است همانا پيامبران هستند . پس حكمت الهى مقتضى است كه رسولانى از جانب خويش به سوى بشريت گسيل دارد و بسيج كند تا آنان راهنمايان حقيقى كاروان بشريت و ساربانان اين قافله باشند .
قوله : و شبهه البراهمة باطلة : مرحوم ملا صالح مىگويد :
و كالبراهمه و هم طائفة من الهند زعموا انهم من الحكماء و البرهمه بمعنى ادامة النظر و سكون الطرف قال صاحب الملل و النحل انهم انتسبوا إلى رجل يقال له برهام و قد مهد لهم نفى النبوات و قال فى القاموس البراهمة قوم لا يجوزن على اللّه تعالى بعثة الرسل . « 1 »
به اعتقاد ما بشر نيازمند برنامههاى آسمانى و انبياست و بعثت انبيا داراى فوايد بىشمار مادى و معنوى ، فردى و اجتماعى ، جسمى و روحى است از مسائل اخلاق فردى گرفته تا مسأله تدبير منزل و تا مسأله ادارهء بلد و جامعه و تا روابط بينالملل و تا مسائل عمليه فرعيه و تا معارف حقه و مسائل اعتقادى . در همه اين زمينه بشر نياز به راهنمايى انبيا عليهم السّلام دارد و برخى از اين فوايد مهمه را شمرديم ، ولى در مقابل ملّيّون عالم گروهى از فلاسفه بوده و هستند كه منكر بعثت هستند و مىگويند بشر نيازى به انبيا ندارد و لذا بعثت انبيا عبث بوده و وجود خارجى ندارد . خلاصه استدلال اين گروه آن است كه بشر عقل دارد و با فكر خود قادر است مصالح و مفاسد را درك كند و به دنبال آن مصالح را تحصيل و از مفاسد اجتناب نمايد . دستورات انبيا از دو حال خارج نيست :
1 . يا احكام آنها موافق با حكم عقل فطرى است در اين صورت همان حكم عقلى كفايت مىكند و نيازى به سخنان انبيا نيست .
2 . و يا برنامههاى آنان مخالف با حكم عقل و ضد فطرت است در اين صورت بالاجماع بايد اين دستورات را رد كرده و بدان اعتنا نكرد فاىّ حاجة إلى البعثة ؟
هامش
( 1 ) . حاشيه معالم الاصول ، ص 183 .