فايدهء هشتم : پيامبران آمدند تا نفوس را تزكيه كرده و اخلاق حسنه را از اخلاق سيئه و كمالات را از رذايل باز شناسد و انسانها را به سمت ارزشهاى اخلاقى سوق دهند و از بخيلترين انسانها كريمترين و از جبانترين انسانها شجاعترين و از وابستهترين انسانها به لذتهاى دنيا وارستهترين انسانها بسازند و نيز شيوهء ادارهء منزل و ادارهء جامعه را به بشر بياموزند كه همان سياست صحيح است و خود انبيا و ائمه عليهم السّلام سياستمدارترين انسانها بودند . در زيارت جامعه كبيره مىخوانيم : « و انتم ساسة العباد » . سياست غلط و شيطانى كه مكر و حيله باشد در آنها نبوده و دامان پاكشان از اين آلودگىها به دور است .
به قول روايات ، معاويه و معاويه صفتان سياستمدار واقعى نبودند ، بلكه مكار بودند : « تلك النكرى تلك الشيطنه » .
فايدهء نهم : انبيا به بشريت خبر مىدهند كه در فلان كارها ثواب است و در فلان امور عقاب ، طاعت حق موجب ثواب و عصيان حق موجب عقوبت است و اين امور لطفاند ؛ يعنى بشر را به طاعت نزديك و از معاصى دور مىكنند و هر چيزى كه لطف است بر خداى واجب است پس فرستادن انبيا براى ابلاغ ثواب و عقاب ابدى بر خداوند واجب است . البته بحث ما دربارهء حسن بعثت است نه وجوب آن و اين فايدهء نهم نتيجه مىدهد وجوب را و با مسألهء دوم كه خواهد آمد تناسب دارد .
فايدهء دهم : از طرفى سعادت اخروى به دست نمىآيد مگر با كامل شدن نفوس انسانى در دو بعد معارف حقه و اعمال صالحه ، و از طرف ديگر دلبستگى انسانها به ماديات و فرو رفتن عقل در باتلاق هواها و هوسها و دهها عامل ديگر از موانع بزرگى هستند كه جلوى رسيدن به آن كمالات را سد مىكنند و باعث مىشوند كه يا اصلا معرفتى محقق نشود و يا اگر هست به نحو كامل نباشد ، بلكه آميخته با شكوك و اوهام باشد و لذا بايد انسانهاى وارستهاى در ميان جوامع بشرى باشند كه اين دلبستگىها را نداشته باشند تا بتوانند دلايل راه حق را براى مردمان بيان كنند و شبهات را بزدايند و انسانها را به معبود حقيقى آنها متوجه سازند و وظايف دينى آنها را برايشان بازگو كنند و اعمال صالح را به بشر ابلاغ كنند و مرتب اين امور را به مردم
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 287
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٨٧