و پيوستگى آنها به مجارى و وسائط فيض و سير در وادى ملكوت نيازمند به معاون و كمككننده نيستند ( مانند انبيايى كه تنها بر خويشتن مبعوث بودهاند ) و برخى از آنها به كلى از ادراك اين امور و معارف بلند عاجزند ( همانند عوام الناس و انسانهاى جاهل ) و برخى از انسانها متوسط الحال هستند كه خود اين داراى مراتب گوناگونى است از حيث قوت و ضعف و قرب و بعد به يكى از دو گروه فوق الذكر . فايدهء بعثت انبيا عبارت است از تكميل انسانهاى ناقص به حسب استعدادهايشان و رساندن آنها به كمالات لايقه به حال آنهاست چه در بعد علم و چه عمل . لذا انبيا براى همهء افراد در همهء مراتب برنامه دارند . قرآن فرموده است :
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ؛
« 1 »
با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [ شيوهاى ] كه نيكوتر است مجادله نماى .
فايدهء هفتم : دست قدرت حق براساس حكمت بالغهاش ما يحتاج ساير موجودات را بهطور آماده در طبيعت قرار داده و هنگام گرسنگى با خوردن علف يا شكار حيوان و . . . خود را سير كرده و با پوست بدن خود را از سرما و گرما حراست كرده و . . . و لذا نيازى به تغيير و تحول ندارد ، بلكه از ميليونها سال پيش شيوهء زندگى زنبورعسل و مورچه و . . . در همهء كارهايش يكنواخت بوده اما نيازهاى بشر در طبيعت آماده نيست كه بدون تصرف و صنعت بتواند آنها را رفع كند ، بلكه در پوشاك ، خوراك ، مسكن و . . . نياز به صنعت و دخل و تصرف و ابزار صنعتى دارد تا به مقصد برسد و نيروى بشرى به تنهايى از رسيدن به همهء آن ابزارها ناتوان است لذا فايدهء ديگر بعثت انبيا آن است كه به بشر صنايع ضرورى زندگى را مىآموزند از قبيل صنعت زرهسازى داوود و صنعت كشتىسازى نوح و . . . تمام پيشرفتهاى صنعتى و تكنولوژى در جهان معلول همين امر است كه بشر احساس نياز مىكند و به دنبال آن به شناخت اين امور مىپردازد .
هامش
( 1 ) . سوره نحل ، آيه 125 .