گرفته است به عنوان شاهد مثال چند نمونه مىآوريم :
1 . شهيد هاشمىنژاد در كتاب رهبران راستين مىگويد : « در قانون اساسى آمريكا 26 بار تجديدنظر و قانون اساسى سوييس 54 بار اصلاح شده است » . سپس نمونهاى گويا از آزادى روابط جنسى در سوئد نقل مىكند كه معروف است .
2 . در كشورهاى كمونيستى و اتحاد جماهير شوروى بيش از هفتاد سال قوانين كمونيستى با شدت هرچه تمامتر حاكم بود و اعمال مىشد ، ولى ناگهان در طى چند ماه تمام آن برنامهها فرو ريخت و طوفان الهى پيام الهى رشتههاى تار عنكبوتى اين ، نظام پوشيده را پارهپاره ساخته و به دست فراموشى سپرد .
3 . قانون اساسى الجزاير در حدود سال 1964 نوشته و در سال 1988 اصلاح گرديد .
4 . قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران كه در سال 1358 توسط خبرگان امت تدوين شده بود ، در سال 1368 تقاضاى اصلاح شد و امام امت رحمه اللّه در تاريخ 5 / 2 / 1368 فرمودند : « اگر نقايص قانون رفع نشود مفاسد زيادى دارد » . سپس هيأتى را براى اصلاح قانون تعيين فرمودند كه آن هيأت تحت عنوان مجمع تشخيص مصلحت هماكنون نيز به كار خود ادامه مىدهد .
پس تجربه هم به ما مىآموزد كه در قوانين بشرى خطا و اشتباه راه دارد و صددرصد اطمينانآور نيست . اينجاست كه هر منصفى از عمق جان اعتراف مىكند به اينكه بايد قانون خدا در جامعه باشد چرا كه او از زواياى روح و جسم ما مطلع است و به فرموده قرآن :
أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
و قانون خدا توسط واسطههاى فيض ، يعنى انبيا عليهم السّلام به بشر ابلاغ مىگردد و هركسى قابليت ندارد كه مستقيما از خداوند آن دستورات را دريافت كند . پس بشر در اساسىترين مسائل زندگى به پيامبران محتاج است و چه فايدهاى از اين مهمتر ؟ !
فايدهء ششم : همه مىدانيم كه افراد بشر در ادراك كمالات و به دست آوردن معارف و به چنگ آوردن فضائل متفاوتاند و هركدام استعدادى را دارند و به قول برخى روايات : « الناس معادن كمعادن الذهب و الفضله » كه خود اين از حكمتهاى بالغهء الهى است . برخى از انسانها به واسطهء قوت نفس و وارستگى آنها از ماديات