تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
پيشرفت‌هاى علمى و طبىاش در شناخت بسيارى از امور فوق دچار خطا شده و ره يك شبه را صد ساله پيموده و با اين حال به مقصود نمىرسد و گاهى براى چندين سال اطباى دنيا دارويى را تجويز كرده و سپس اعلام مىكنند كه مضر است و يا بالعكس ، ولى در گفتار انبيا اشتباه راه ندارد . فايدهء پنجم : نگهدارى نسل بشر از نابودى . بيان مطلب : از طرفى انسان موجودى اجتماعى و مدنى است ؛ يعنى بر خلاف اكثر جانداران كه داراى زندگى انفرادى هستند بشر همانند برخى از جانداران ديگر از قبيل مورچه و زنبورعسل داراى زندگى دسته‌جمعى است و دست تقدير بشر را طورى آفريده كه به تنهايى نمىتواند همهء نيازهاى خود را رفع كند و در تمام زمينه‌هاى مادى و معنوى ، فردى و اجتماعى از نيازهاى اوليه بشر كه نياز به خوراك و پوشاك و مسكن باشد تا نيازهاى اساسى ديگرى كه در جسم و جان بشر وجود دارد در همه جا انسان‌ها به يكديگر محتاج‌اند و بدون كمك ديگران از نيل به آنها عاجزند . در اينجا بحثى مطرح مىشود كه آيا مدنيت مقتضاى طبيعت بشر است و با اصل آفرينش او عجين است و به اصطلاح مدنى بالطبع است و يا مدنى بالجبر است ؛ يعنى نيازهاى گوناگون او را مجبور ساخته كه به زندگى اجتماعى تن در دهد و زير اين بار گران برود و گرنه براساس طبيعت و ميل باطنى و مطابق غريزه و سرشت وى نيست ؟ حكماى اسلام نوعا طرفدار قول اول هستند و لذا در تعبيرات نوعا مىگويند : « الانسان مدنى بالطبع » . كما اين كه مرحوم علّامه صاحب كشف المراد و فاضل قوشچى شارح ديگر تجريد الاعتقاد چنين گفته‌اند و گروهى نيز طرفدار رأى دوم‌اند ؛ چنان‌كه در ميان فلاسفه اروپا و امريكا نيز همين دو نظر به چشم مىخورد . مثلا جان لاك مىگويد : « نظر به اين كه خداوند چون طبع انسان را مدنى و اجتماعى ساخته . . . » ؛ « 1 » ولى اسپينوزا مىگويد : « چون افراد انسان در مقابل قواى طبيعت ضعيف و عاجزند و به تنهايى از عهدهء حوادث روزگار برنمىآيند ، ناچار به تعاون يكديگر راضى شده
هامش
( 1 ) . سير حكمت در اروپا ، ج 2 ، ص 124 .