و نبايدها را در اختيار وى قرار گرفت ديگر وحشت و اضطرابى نداشته ، بلكه با كمال اطمينان بايدها را انجام داده و از نبايدها مىگريزد .
فايدهء سوم : سومين فايدهء بعثت انبيا شناخت افعال حسنه و قبيحه است .
بيان مطلب : ترديدى نيست در اين كه برخى از افعال اختيارى ما انسانها حسن و شايسته بوده و بعضى ديگر قبيح و ناشايست است و در هركدام از دو قسم مذكور برخى از حسن و قبح افعال را عقل استقلالا ادراك مىكند مثل حسن عدل و قبح ظلم و برخى را استقلالا ادراك نمىكند مثل وجوب صوم آخر ماه مبارك رمضان و حرمت صوم اول ماه شوال و . . . حال فايدهء بعثت اين است كه در اين بخش دوم محاسن و مقابح افعال را به ما معرفى مىكند . ( به نظر مىرسد كه اين فايدهء سوم بازگشت به فايدهء اول دارد و شعبهاى از آن است )
فايده چهارم : همه مىدانيم كه برخى از اشيا براى ادامهء حيات بشر سودمند هستند همانند بسيارى از خوراكىها و خيلى از داروها نافع و متقابلا برخى از خوردنىها و مواد گياهى و دارويى مضر است و بشر به تنهايى و با نيروى عقل به بسيارى از اين امور نافع و يا ضار دسترسى پيدا نمىكند ، ولى انبيا عظام با يك سلسله دستورالعملهاى كوچك و بزرگ بهداشتى بشر را به اين فوايد و يا ضررها آشنا مىسازند ؛ يا اين كه غرض اصلى از بعثت انبيا اين امور نبوده و انبيا طبيبان جسم نيستند غرض اصلى آنها ايجاد يك جامعه ايدهآل توحيدى و برقرارى قسط و عدل در جامعه است ، ولى در كنار اين آرمان مقدس از بيان آن امور ريز هم غافل نماندهاند و مطالعهاى گذرا در دستورات بهداشتى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و ائمه عليهم السّلام اين مدعا را اثبات مىگرداند . البته ممكن است كسى بگويد كه با پيشرفت دانش پزشكى و مسائل بهداشتى اين فايدهء چهارم را بايد از ليست فوايد بعثت انبيا حذف كنيم ، ولى من مىگويم كه اولا ، بخش عمدهاى از اين پيشرفتها مديون بيانات پيامبران و امامان عليهم السّلام است . ثانيا ، بشر اگر بخواهد در زمينه شناخت مضار و منافع غذاها و داروها پيشرفت كند بايد ساليان متمادى تجربه كند تا به نتايج محدودى برسد ، ولى انبيا با تكيه بر وحى بدون هيچ اضطرابى اين امور را در اختيار ما مىگذارند . ثالثا ، بشر با همهء
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 281
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٨١