كه مستحق عوض بداند كه نعمتى كه به او دادهاند عوض بلايى است كه در دنيا به او رسيده ، بلكه همان اندازه كه عوض به او رسيده كافى است ؛ مثلا فرعون را در برابر مشقاتى كه در راه آسايش رعيت خود مىكشيد عمر و ملك طولانى داد و او نه به خدا اقرار داشت و نه مىدانست كه اين ملك عوض آن مشقات است و اگر در عين عذاب عوض دهند كه او را ادراك تخفيف كند باز بلا اشكال است .
مطلب هفتم [ : عوض دائمى است يا موقتى ؟ ]
ثواب دائمى است ؛ اما آيا عوض هم بايد دائمى باشد يا موقتى ممكن است ؟
بعضى مىگويند : عوض بايد دائمى باشد ، ولى بعضى مىگويند : خبر واجب نيست دائمى باشد و مختار ما همين است ، چون عوض مقتضاى عدل است و اگر عدل الهى به عوض غير دائم حاصل شود كافى است . البته بايد به اندازهاى باشد كه اگر بر مظلوم آن عوض را در مقابل آن مصيبت عرضه بدارند راضى باشد ، ولى دوام لازم نيست ، و همچنين واجب نيست كه عوض در دنيا باشد ، چون شايد مصلحت در تأخير آن باشد . و اگر كسى بگويد كه عوض حتما بايد دائم باشد ؛ زيرا اگر منقطع باشد از قطع آن رنج و دردى عارض شده و به عوض ديگر محتاج مىشويم و هكذا و تسلسل باطل است ما جواب مىدهيم كه متألم شدن از قطع عوض را قبول نداريم ؛ چون شايد قطع تدريجى باشد و نعمت صاحب عوض چندان بسيار باشد كه از قطع آن متألم نشود و ثانيا از محل بحث خارج است ، چون گفتيم كه عوض يك رنج كه منقطع شود رنج ديگر خود عوض ديگر دارد .
مطلب هشتم [ : عدم لزوم اعلام عوضيت براى فلان مصيبت ]
واجب نيست كه به مستحق بفهمانند كه نعمتى كه به او داده شده عوض فلان مصيبت اوست ؛ زيرا مقتضاى عدل بيش از اين نيست .
مطلب نهم [ : در ثواب مراعات ميل بندگان لازم است بخلاف عوض ]
عوض را خداوند از هر چيزى كه صلاح بداند مرحمت مىكند ، اما در ثواب مراعات