امكانات ظلم را به او داده و حيوان بىشاخ مظلوم است كه در قيامت داد او از ظالم گرفته مىشود .
جواب دليل قول سوم : منظور حديث آن است كه قصاص در كار نيست ؛ يعنى مثلا پلنگ را بياورند و به انسان بگويند قصاص كن ، چنين چيزى نيست نه اين كه عوض نباشد .
جواب دليل اول قول چهارم : قياس معالفارق است ؛ زيرا قائل مانع عقلى از اقدام و قتل دارد و با اختيار كشته و لذا عوض بر خود اوست نه صاحب السيف اما به خلاف حيوان درنده كه رادع عقلى ندارد .
جواب دليل دوم قول چهارم : گاهى منع از خوردن درنده انسان را حسن دارد و لذا رواست چنانكه روا و نيكوست كه ما كودكان را از شرب خمر منع كنيم ولو اين كار براى آنها كيفرى ندارد .
مطلب سوم [ : در بعضى آلام اعواض بر ديگر بندگان است ]
اگر كسى ديگرى را در آتش بيندازد و آتش وى را بسوزاند عوض بر خداوند نبوده ، بلكه بر آن كس است كه اين بنده را در آتش افكنده و اگر كسى شهادت دروغ دهد و به شهادت او بىگناهى كشته شود عوض بر شهود است و بايد آنها خونبهاى او را بدهند و بر قاضى حرجى نيست ، چون او مطابق دستورات قرآن و سنت حكم به قتل كرده و بر خداوند است كه در قيامت داد مظلوم را از ظالم باز ستاند .
مطلب چهارم بر خداى متعال است كه داد مظلوم را از ظالم بگيرد و اين امر هم به دليل عقلى واجب است و هم سمعى .
عقل : خداوند ظالم را تمكين كرده و مسلط ساخته برحسب مصالحى كه خود او آگاهتر است و مردمان را هم مختار آفريده پس بايد داد بستاند .
نقل : خدا در قرآن فرموده : در قيامت خدا ميان بندگانش حكم خواهد كرد .