نمىشد درحالىكه چنين نيست ؛ زيرا كفر و شرك و بتپرستى در خارج هست ، فسق و فجور و معاصى هم در خارج به وفور پيدا مىشود . پس معلوم مىشود لطف بر خدا واجب نيست .
جواب ما : همان است كه لطف بر خداوند در حق همهء بندگانش واجب است ، ولى لطف به معناى جبر نيست تا ملطوف فيه حتما محقق شود ، بلكه به معناى زمينهسازى و در معرض نسيمهاى الهى قرار گرفتن است ، ولى بشر موجودى است كه اگر همهء مقدمات كار هم برايش فراهم شود ، ولى او اراده نكند آن كار انجام نمىگيرد .
اعتراض سوم : اگر لطف بر خداوند واجب بود هرگز در قرآنش خبر نمىداد از اينكه فلان گروه اهل بهشت بوده و فلان فرد يا گروه اهل جهنم خواهد بود و اللازم باطل فالملزوم مثله .
بيان ملازمه : چنين اخبارى سبب اغراء در معصيت است ؛ يعنى باعث مىشود و وادار مىكند كه آن كسى را كه خدا خبر داده از جهنمى بودن او همانند ابليس ، ابو لهب ، كفار و . . . بيشتر گناه بكند و با خود بگويد كه اكنون كه مقدر شده تا ما در قيامت به جهنم برويم بگذار تا در اين دنيا عيش و عشرت كرده و از لذات آن بيشتر بهره ببريم ، بگذار همانند چهارپايان آزاد بوده و به هر كار زشتى دست يازيم و . . . و بدون شك اغراء به قبيح ، قبيح است و به قول شما عدليه خداى حكيم كار قبيح انجام نمىدهد .
بيان بطلان لازم : اينكه خداوند خبر نداده باشد باطل است ؛ زيرا سراسر قرآن مملو است از اينكه منافقين ، كفار ، آدمكشان ، طاغوتها و ستمگران جهنمىاند ؛ فالملزوم مثله . پس لطف بر خدا واجب نيست .
جواب ما : اما خبر دادن خداوند از اينكه فلانى اهل بهشت مىشود اغراء به قبيح نيست ؛ زيرا چهبسا همين خبر دادن موجب شود كه آن شخص به اختيار خويش از همهء بدىها خود را منزه كند تا در قيامت شرمسار نشود و اما اخبار از جهنمى بودن شخص يا گروهى هم مفسده ندارد و موجب اغراء به قبيح نيست ؛ زيرا اين اخبار اگر نسبت به شخص جاهل و منكر باشد كه مفسده ندارد همانند ابو لهب و يا كفار كه آنها اصلا خدا و قيامت را قبول ندارند تا اين اخبار در آنان تأثير بيشترى گذارده و سبب
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٤٤