صددرصد داراى مصلحت است پس قاطعانه مىتوانيم بگوييم : اللطف واجب .
اعتراض دوم : شما عدليه معتقديد كه كافر هم نسبت به دستورات اسلام مكلف است ما مىگوييم : آيا خداوند نسبت به كافران هم اعمال لطف مىكند يا خير ؟ به عبارت ديگر آيا كافر با وجود لطف مكلف است يا با عدم لطف ؟ اگر بگوييد مع وجود اللطف مكلف است مىگوييم : اين سخن باطل است ، چون حقيقت لطف آن است كه ملطوف فيه در آن مورد حاصل باشد و نسبت به كافر اينگونه نيست و اگر بگوييد مع عدم اللطف مكلف است مىگوييم : اين نبودن لطف نسبت به كافر از دو حال خارج نيست : 1 . يا همراه است با عدم قدرت خداوند بر لطف 2 . و يا همراه با وجود قدرت است . احتمال اول فاسد است ، چون مستلزم تعجيز خداوند است در حالى كه قبلا ثابت شد كه قدرت خداوند نامتناهى است و احتمال ثانى هم مستلزم اخلال به واجب است و خداوند اخلال به واجب نمىكند پس نتيجه مىگيريم كه لطف در حق كافر نيست پس كافر مكلف نيست .
جواب ما : ما اختيار مىكنيم شق اول را ؛ يعنى مىگوييم : خداوند در حق مؤمنين هر لطفى فرموده در حق كفار هم همان لطف را كرده ؛ يعنى براى هر دو ارسال رسل فرموده ، براى هر دو انزال كتب كرده به هر دو عقل داده و . . . منتهى لطف كردن بدان معنا نيست كه ملطوف فيه ، يعنى هدايت و انجام طاعات حتما حاصل شود ؛ زيرا اين مستلزم جبر است و قبلا بطلان آن ثابت شد ، بلكه بدان معناست كه بنده را به ملطوف فيه نزديك مىكند و وجود ملطوف فيه را بر عدم آن ترجيح مىدهد و خلاصه زمينه ايجاد ملطوف فيه را فراهم مىسازد و اما اينكه كافر اطاعت نكرده و ايمان نياورده به لحاظ جهت قوىترى است كه ارادهء او باشد و اين ربطى به خداوند ندارد .
سپس جناب علّامه مىفرمايد : اين سخن وسطى خواجه شايد اشاره به جواب شبهه ديگرى باشد و آن اينكه اگر لطف بر خدا واجب بود حتما انجام مىداد ، چون او اخلال به واجب نمىكند و اگر انجام مىداد لازمهاش اين بود هرگز معصيتى از مكلفين صادر نشود ، چون خداوند بر هر چيزى قادر است و اگر لطف هم از فعل او بوده و بر او واجب بود انجام مىداد و در نتيجه همگان مطيع بوده و احدى عاصى
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٤٣