گناه بيشترى شود ، و اگر نسبت به عالم باشد همانند ابليس كه علم به خدا و معاد و عذاب جهنم داشت باز هم اخبار خداوند به عاقبت امر او داعى بر اصرار به گناه و كفر نيست ، چون ابليس نيك مىداند كه هرچه اصرار بيشترى ورزد گناهانش بيشتر شده و عقاب او صدچندان مىشود پس خداوند مغرى به قبيح نيست پس ما ملازمه را قبول نداريم .
قوله : و يقبح منه تعالى التعذيب مع منعه دون الذم : اين بيان را پيش از اين در بيان دليل دوم بر وجوب لطف توضيح داديم باز هم خلاصهاش اين است كه اگر خداوند از لطف ممانعت كند ، يعنى رسولان را نفرستد و . . . لازم مىآيد كه عقاب كردن انسانهاى عاصى قبيح باشد . بنابراين ، اگر كسى كار قبيحى انجام دهد كه عقل آن را تقبيح مىكند ، ولى خداوند پيامبرانى نفرستاده تا شرعا هم حرمت پيدا كند اين فاعل قبيح پيش از شرع را نبايد عقاب كرد . قرآن فرموده :
وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا .
در اين آيه خداوند خبر داده از اين واقعيت كه ما اگر لطف خويش را دريغ كرده و ارسال رسل نمىكرديم جا داشت كه آنان به ما اعتراض كرده و عرضه بدارند : بار الها ، چرا پيامبران را به سوى ما نفرستادى تا حرمت اين عمل را به ما گوشزد كنند تا ما مرتكب نشويم . حال وقتى اين سؤال بجاست ، كه عقاب مردمان و اهلاك آنها بدون بعثت قبيح باشد .
آرى ، مذمت و سرزنش زبانى و دنيوى آنها قبيح نيست ، چون مذمت اختصاص به مكلفين ندارد ، بلكه هر انسانى كه كار قبيح عقلى را انجام دهد نزد همه عقلا مستحق مذمت است چه از نظر شرعى مكلف باشد يا خير و لذا اگر انسانى انسان ديگرى را بر كار قبيح وادار كند و او اين عمل را مرتكب شود عند العقلاء آن باعث و واداركننده هم مؤاخذه و مذمت دارد چنانكه ابليس مذمت مىشود كه چرا مردمان را به جهنم فرستادى با اينكه او مجبوركننده نيست ، بلكه فقط دعوت و تحريك كرده و به فرموده قرآن ، ابليس در قيامت گويد :
ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ ؛