تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
مرا بر شما هيچ تسلطى نبود ، جز اين‌كه شما را دعوت كردم و اجابتم كرديد . پس مرا ملامت نكنيد و خود را ملامت كنيد .

احكام لطف

در اين قسمت پنج حكم از احكام و لوازم قانون لطف را ذكر مىكنيم : حكم اول : بايد ميان لطف و ملطوف فيه ( عملى كه در آن لطف محقق شده ) مناسبت باشد و منظور از مناسبت آن است كه حصول لطف مؤثر بوده و مقرب باشد و داعى بيشترى در مكلف به‌وجود آورد براى تحقق بخشيدن ملطوف فيه و دليل اين تناسب آن است كه اگر اين‌گونه نباشد لازم مىآيد كه لطف بودن اين امر از لطف بودن ضد آن اولى نباشد پس ترجيح بلا مرجح مىشود . حكم دوم : لطف هنگامى لطف است كه به سر حدّ الجاء و اضطرار نرسد و گرنه لطف نيست و در تعريف لطف هم به اين امر اشاره شد . آرى ، الجاء و اضطرار به فعل طاعت و ترك معصيت شبه اللطف است در اين‌كه اين نيز داعى به سوى فعل است ولى متكلمين مىگويند : شرط لطف آن است كه به حدّ الجاء نرسد . حكم سوم : لطف آن است كه بشر را به طاعت نزديك كند و چنين امرى متفرع بر علم است ؛ يعنى اين كه مكلف بداند كه اين عمل لطف است و الّا اگر لطف را نشناسد و ملطوف فيه را نشناسد داعى به فعل پيدا نمىكند منتهى گاهى علم اجمالى به لطفيت دارد و گاهى علم تفصيلى ، علم اجمالى هم كافى است . حكم چهارم : لطف آن است كه علاوه بر حسن مشتمل بر وصف زايدى باشد يعنى اگر از فعل ماست بايد واجب يا مستحب يا حرام يا مكروه باشد و اگر از فعل خداوند است بايد در حكمت الهى واجب باشد پس مباحات را شامل نمىشود . حكم پنجم : گاهى لطف بر خداوند واجب است اما نسبت به فعل معينى از عبد مثل ايجاب نماز در حق هر مكلفى و نام اين واجب ، واجب تعيينى است و گاهى نسبت به احد الفعلين أو احد الافعال واجب است به‌طور غير معين و آن در صورتى است كه هركدام از اين افعال بر مصلحتى مشتمل باشند كه قائم مقام ديگرى بشود چه نسبت