تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
به فعل ما مثل ايجاب خصال كفاره در باب صوم على التخيير و چه نسبت به فعل خداوند مثل اين كه خدا مىخواهد به زيد لطف كرده و فرزندى عنايت كند و قدرت دارد كه فرزندى با اين صفات جسمانى بدهد يا با آن صفات در اينجا وجوب لطف بر خدا وجوب تخييرى است و نه تعيينى ؛ آن‌گاه لطف تخييرى يك شرط هم دارد و آن اين كه هركدام از دو بدل حسن و داراى مصلحت باشند و جهت قبحى در ميانه نباشد . البته اين مطلب اجماعى نيست ؛ زيرا گروهى از عدليه مىگويند عمل قبيح هم ممكن است لطف باشد . مثلا ستمگرى ستمكاران داعى شود كه مردمان روى به درگاه الهى آورده و استغاثه نمايند همانند مريض كردن خداوند افرادى را كه سبب مىشود بيشتر به خدا روى آورند و استدلال هم كرده‌اند به اين كه همان‌طور كه حصول الم از فعل خداوند لطف است ، چون موجب مىشود كه انسان بيشتر به ياد خدا باشد همچنين حصول ظلم از بنده هم گاهى لطف است ؛ ولى جواب ما اين است كه ظلم قبيح است در حالى لطف قبيح نبوده ، بلكه حسن دارد پس ظلم لطف نيست . آرى ، لطف در علم مظلوم به ظلم است نه در خود ظلم ، علم است كه او را به درگاه خدا مىكشاند و از خدا مىخواهد كه ظلم را ريشه‌كن سازد . در خاتمه بايد گفت كه مسأله لطف ابعاد وسيع‌تر عرفانى و تفسيرى دارد كه در كتب كلاميه عنوان نمىشود از قبيل اين كه لطف خاص داريم و لطف عام ، الطاف تكوينيه داريم و الطاف تشريعيه ، الطاف جليه داريم و خفيّه كه هركدام جاى بحث دارند .

13 . بلاها و مصيبت‌ها

سيزدهمين مسأله در باب افعال الهى مسألهء بلاها و مصيبت‌هايى است كه بسان پتكى از هر طرف در مسير زندگى بر پيكر نحيف انسانيت كوبيده مىشود ، سيل‌ها ، زلزله‌ها ، طوفان‌ها و مرگ‌وميرها و ده‌ها بليّه ديگر برخى از بلاهاى موردنظر است . حال سخن در اين است كه اين همه بلاها و گرفتارىها با حكمت و عدل الهى چگونه مىسازد ؟ در باب آلام چند بحث مطرح است :
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 247 | العلامة الحلي / على محمدى خراسانى