ارسال نكنيد يا تلفنى دعوتش نكنيد يا پيكى را به سوى او نفرستيد از پيش خود به منزل شما نخواهد آمد و اين كارها هم براى شما كاملا مقدور است ، حال بياييد و غذا آماده كنيد ، ولى اين كارها را انجام ندهيد شما نقض غرض كرديد و بايد دعوتنامه مىفرستاديد .
دليل دوم : لطف بر خداوند واجب است ؛ زيرا اگر لطف نكند لازم مىآيد كه عذاب كردن بندگان عاصى قبيح باشد هرچند مذمت دنيوى آنها قبيح نباشد . بنابراين ، اگر مكلف كار زشتى انجام دهد كه عقل قبح آن را درك نكرده كه حتما عقابى نيست و اگر عقل هم زشتى آن را مىفهمد ، ولى از سوى خداوند پيامبرى نيامده و حرمت شرعى را بيان نكرده باز آن شخص مستحق مذمت دنيوى و لسانى هست ، ولى مستحق عقاب اخروى نيست و نبايد كيفر شود ؛ زيرا عقوبت بر حرمت شرعى متفرع است و حرمت شرعى هم بر ارسال رسل متفرع است . در قرآن مىخوانيم :
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا ؛
« 1 »
و ما تا پيامبرى برنينگيزيم ، به عذاب نمىپردازيم .
نيز مىخوانيم :
وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا ؛
« 2 »
و اگر ما آنان را قبل از [ آمدن قرآن ] به عذابى هلاك مىكرديم ، قطعا مىگفتند : پروردگارا ، چرا پيامبرى به سوى ما نفرستادى ؟
پس براى حسن و صحت عقاب بايد لطف در كار باشد و الّا قبيح است .
اقسام لطف
بهطور كلى لطف دارى تقسيماتى است كه در آينده بهطور مجمل خواهد آمد ؛ ولى اصلىترين تقسيم آن اين است كه لطف سه شعبه دارد :
1 . شعبهاى از آن فعل خدا بوده و بر خداوند واجب است از قبيل ارسال رسل و
هامش
( 1 ) . سوره اسراء ، آيه 15 .
( 2 ) . سورهء طه ، آيه 134 .